تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - ღஜ ویژگیهاى مدینه فاضله ، در عصر ظهور

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

ویژگیهاى مدینه فاضله ، در عصر ظهور
1. مدینه عدل : عدالت ، واژه اى غریب نیست ، اما حقیقتى قریب هم نیست .
سده ها و هزاره هاى بسیارى است كه بشر با این رؤ یا روز و شب كرده ، لیكن جز زور و اختناق و ظلم و بیداد، نصیبى نبرده است . هنوز آهنگ سنگینى ناله هاى كودكانى كه به بیگارى كشیده شده اند، مادرانى كه شوى خود را به بى عدالتى قربان داده اند و مردانى كه به جبر كمر در برابر ظلم خم كرده اند در گوش تاریخ است . هنوز اشكهاى ریزان و قلبهاى داغدیده ، هراسهاى قالب تهى كن و نفسهاى در سینه حبس ، ضجه هاى دردناك و دردهاى بى تاوان ، زخمهاى بى مرهم و ناامیدیهاى بى پایان ، نگاه هاى خسته و بى سو، دستهاى لرزان و بى رمق ، لبهاى خشك و چروكیده ، بدنهاى رنجور و زجر كشیده ، انسان سراپا ظلم و بیداد دیده ، هنوز این همه در خاطره تاریخ زنده است و اگر تاریخ با یادبود این حجم عظیم از نامردمى ، هنوز پا بر جا ایستاده و قالب تهى نمى كند، به دلیل این است كه مى خواهد كسى را بیابد و تمام رنجهاى مدفون در خویش را در گوش او نجوا كند.
دیدیم و مكرر شنیده ایم كه در طول تاریخ ، انسانهاى بسیارى با اندیشه عدالت و فریاد دادخواهى انسانها، این حقیقت را زنده و جاودان ساخته اند، اما تلاش عملى آن خیراندیشان و نیك خواهان در راه برقرارى عدالت ، در بیشتر موارد كم ثمر و یا بى ثمر و عدالت در معناى حقیقى آن ، همچنان در رؤ یا. چقدر سخت و دشوار است تعبیر نشدن این رؤ یاى شیرین . رؤ یایى كه تمامى اجزاى وجود انسان در تمام تاریخ ، با آن عجین شده و نگاه پر انتظار او در تعبیر آن خسته و كم سو گشته . بارها و بارها با زنگ حوادث مختلف ، تپش قلبش فزونى یافته ، اما زمانى كه پلك از این خواب شیرین برداشته ، جز سیاهى و تباهى مستكبران و ظالمان چیزى در پیش روى ندیده .
اما مى دانیم ، هر چه بر شماره اوراق تاریخ افزون گردد، از شماره انتظارمان خواهد كاست و این همان چراغ امیدى است كه قرنها و قرنهاست در دل انسانها به عشق آمدن آن منجى ، روشن و فروزان است . به عشق او، كه نامش ((عدل )) است (السلام على ... العدل المشتهر) كلامش عدل است و راهش عدل . او كه حكومتش حكومت عدالت است و این گم شده بشریت را در فرجام تاریخ بدو باز خواهد گرداند.
در خصوصیات قیام و حكومت امام زمان (ع )، هیچ ویژگى به اندازه ((عدالت و قسط)) روشنى و نما ندارد. آن قدر كه در روایات بر ویژگى عدالت گسترى آن مولى تاءكید شده ، بر سایر مسائل چنین ابرامى نرفته است و این ، نشان از برجستگى این مهم در سازمان مدینه فاضله اسلامى در دوران ظهور دارد.
دهها و بلكه صدها روایت در كتابهاى مختلف روایى ، بویژه ، در كتاب منتخب الاءثر و كمال الدین ، شیخ صدوق ، در مورد عدالت گسترى آن حضرت وارد شده است . در بسیارى از این روایات ، از آن امام همام ، به عنوان مظهر و تجلى كامل عدالت یاد شده است . نام ((عدل )) كه بر آن مولى نهاده اند در واقع ترجمان كامل رسالت اوست .
صاحب مكیال المكارم ، در اثر شریف خود، در این رابطه چنین مى نویسد:
((عدل ، آشكارترین صفات نیك آن امام است . براى همین (آن بزرگوار) در دعاى شبهاى رمضان ، ((عدل )) نامیده شده است :
(( اللهم و صل على ولى امرك القائم المؤ مل و العدل المنتظر ღஜ.))
خداوندا به ولى امر خود كه قیام كننده و... و عدل مورد انتظار همه است درود فرست (146) .))
و در جاى دیگر، همین عنوان را به گونه اى دیگر مى یابیم :
((اول العدل و اخره (147) .))
(( السلام على القائم المنتظر و العدل المشتهر...(148) .))
در مدینه فاضله اسلامى و در بستر ظهور آن منجى نیز، همه جا سخن از عدالت و قسط است . سخن از لبریز شدن زمین از عدل و داد است . دامنه عدالت او، تا اقصى نقاط منازل و زوایاى ناپیداى جامعه گسترده است ، حتى عدالت و دادگرى همچون گرما و سرما در درون خانه هاى مردمان نفوذ مى كند و ماءمن و مسكن وجود آنان را سامان مى بخشد. (149) و در روایات ظهور، عدالت ، چنان عطش برانگیز و سیرى ناپذیر و فراموش ‍ ناشدنى ترسیم گردیده است كه انسان را در این گمان مى افكند كه اصولا، جهان براى رسیدن به این نقطه و فرجام ، باقى مانده است و برنامه و تنظیم متعمدانه الهى بر این است كه آخرین سطور تاریخ ، با برگهاى دادخواهى به انجام رسد و خداوند چنان بر این مهم تاءكید دارد كه اگر حتى یك روز از عمر دنیا باقى مانده باشد، او آن را چنان طولانى خواهد كرد (150) تا آن رؤ یاى موعود مردمان از راه رسد و درخت عدالت را بر ضمیر آگاه تشنگان بكارد و جامعه بشرى را با آن گمشده خویش رو به رو سازد، زمین را از عدل و قسط سیراب كند و آن قدر بر باده عدالت بیفزاید كه جان آدمیان از آن مدهوش گردد.
در سایه این عدالت ، هیچ انسانى در قید بندگى ღஜ و بردگى باقى نمى ماند. (151)
حقوق به یغما رفته انسانها به آنها باز مى گردد.(152)
بندهاى پیدا و ناپیداى بندگى از سرو گردن انسانها باز مى گردد و زمینه استثمار انسان از انسان به كلى برچیده مى شود.(153)
كارگزاران ظلم و بیداد، مورد بازخواست قرار مى گیرند. قاضیان و حاكمان كژ رفتار از مسؤ ولیت خویش ، عزل مى شوند و زمین ، از هر نوع خیانت و نادرستى پاك مى گردد. (154)
گردنكشان و مستكبران در هم كوبیده مى شوند و محرومان و مستضعفان در استرجاع حق خویش كامیاب مى گردند. (155) دیگر ناله هیچ مظلومى در گلو خفه نمى گردد، اشك و آه هیچ دلسوخته اى بلند نمى گردد، هیچ انسانى گرسنه سر بر بالین نمى گذارد و هیچ محرومى با كینه و دغدغه نا امنى ، روزگار سپرى نمى كند.
و اینها افسانه نیست ، بلكه به راستى تمام آن چیزى است كه بر ما وعده داده اند و ما را در انتظار آن به برترین عبادت فراخوانده اند كه انتظار آمدن او، انتظار گامهاى عدالت است .
2. مدینه رفاه : مدینه فاضله اسلامى ، مدینه رفاه و آسایش همگانى است . رفاه و تنعم بدان سان كه دیگر نیازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه یافت نمى توان كرد. یك دلیل مهم بر این امر، توزیع عادلانه ثروتها و منابع است . در شهر عدالت ، كه حقوق انسانها محور توجه و برنامه ریزى است ، بالطبع بذر این توجه ، محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از مواهب الهى در پى خواهد داشت . هم در تعالیم دینى و هم در آموزه هاى علمى و تجربى بشر، به روشنى ، به این واقعیت راه برده ایم كه در صورتى جامعه از غنا و تجربى بشر، به روشنى ، به این واقعیت راه برده ایم كه در صورتى جامعه از غنا و بهره مند عمومى سرشار خواهد گشت كه پیشاپیش از عدالت سیراب گردیده باشد و مشكل كشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادى ، كمبود منابع و مواهب طبیعى بر گستره خاك نبوده ، بلكه توزیع نا عادلانه آنها بوده است .
آنچه در روایات ظهور، در این خصوص آمده است ، نشان مى دهد كه خواستها و آرزوهاى مادى انسان ، در جدول توجهات آرمان شهر اسلامى ، نه تنها از یاد برده نشده ، بلكه حتى در صدر توجه و عنایت قرار گرفته است و انسانها، به دلیل داشتن چنین خواستهایى ، نه تنها مورد نكوهش قرار نگرفته اند، بلكه بر توجه خداوند در پاسخ به این خواهشها تاءكید فراوان رفته است :
پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:
((در امت من ، مهدى قیام كند....و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخوردارى و رفاه دست یابند كه در هیچ زمانى دست نیافته باشند. (و این رفاه شامل تمامى انسانها خواهد بود چه ) نیكوكار و چه بدكار. آسمان مكرر بر آنان ببارد (كنایه از وفور مواهب طبیعى ) و زمین چیزى از روییدنیهاى خود را پنهان نسازد.))(156)
در روایات دیگر سخن از كثرت مال ،(157) وفور نعمتها، بارانهاى پى در پى ، سبكبارى و رهایى از بارهاى سنگین زندگى ،(158) آسودگى از رنج طلب كردن و نیافتن ، سخنى از اداى قرض تمام مقروضین و اداى دین تمام صاحبان دین است ، سخن از بى نیازى تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام علیه السلام بر همگان است ، به طورى كه از طلب مال و بخشش دیگران بى نیاز گردند.(159) در آنجا سخن از عمران و آبادى تمامى عرصه خاك است ، به گونه اى كه چون آن حضرت قیام كند، همه خرابیها را آباد كند،(160) تمامى سطح زمین را از سرسبزى و نشاط و طراوت بپوشاند،(161) گنجها و معادن زمین ، همگانى مورد استخراج قرار گیرند و زمین آنچه را كه در درون مخفى داشته ، براى رفاه و آسایش ‍ انسانها به دست او خواهد سپرد.(162)
3. مدینه امن و سلام : به اعتقاد روان شناس ، از مهم ترین نیازهاى اساسى بشر كه در هرم نیازهاى وى جایگاه ویژه اى دارد، نیاز به امنیت است . البته این نیاز در ابعاد مختلفى تجلى مى یابد، امنیت اخلاقى ، امنیت اقتصادى ، امنیت حقوقى ، امنیت اجتماعى و خانوادگى و....آنچه از حجم زیادى از روایات ظهور بر مى آید، نشان مى دهد كه مدینه فاضله اسلامى ، شهر امن و سلام است ، آن هم امنیت در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن .
در روایتى از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه :
(( وعد الله الذین امنوامنكم ....لیستخلفنهم فى الاءرض ღஜ ....ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا))
مى فرماید:
(( نزلت فى القائم و اصحابه .)) (163)
یعنى وعده خداوند، مبنى براینكه وحشت و خوف مؤ منان را به امنیت و سلام تبدیل مى كند، در زمان ظهور آن حضرت ، معنى و مصداق كامل مى یابد و انسانها در آن موعد شریف است كه مى توانند با قلبى آسوده و فارغ از هرگونه دغدغه اقتصادى ، حقوقى ، اخلاقى و اجتماعى سر بر بالین آرامش بگذارند و زندگانى دنیا را دور از خطرهاى دلهره آمیز همیشگى ببینند. بنابراین ، گردنه هاى پرخطر و پرنشیبى كه در زندگى هر انسان به واسطه روابط نادرست حاكم در اجتماع پدید مى آید، در آرمان شهر اسلامى جایى و جایگاهى ندارد. این نیز سعادتى است زمینى در یك شهر آرمانى و آسمانى .
4. مدینه تربیت : پیش از این یادآور شدیم كه تمدن غرب ، اساس پیشرفت خویش را بر مبناى توجه به انسان پایه گذارى كرده و انسان محورى و انسان مدارى ، جزو نرم افزارهاى اساسى در پیشرفت غرب محسوب مى گردد. اما همان انسان كه مقصود و غایت پیشرفت تلقى شده ، همان انسان در تمامیت وجودیش ، در این تمدن فراموش شده و بحران تمدن غرب ، در ابعاد مختلف : اخلاقى ، اجتماعى و تربیتى آن مؤ ید صریح این غفلت و ناكامى است .
انسانى كه فقط از یك سو نظاره شد و تنها ابعاد مادى او، در محاسبه آمد، انسانى است كاریكاتورى و ابتر و بالطبع ، نمى توان او را در عالم خارج ، انسان نامید و مشكل غرب در همین سوء تفاهم كوچك است !
چندین قرن است كه براى آسایش تن ، هر چه فرمول اقتصادى و سیاسى به یاد داشته اند و هر چه امكانات علمى و تكنیكى در اختیار داشته اند، به استخدام در آورده اند، تا شاید بتوانند آسایش این جهانى انسان را بدو باز گردانند، حال آن كه او، پس از این همه تلاش ، هیچ گونه آرامشى در خود نمى یابد، جهان را تنگ و تاریك و سرد مى بیند و در آن احساس حقارت و پوچى مى كند و این جریان ، به اعتقاد منتقدین درون این نظام ، جز به نابودى انسان نمى انجامد. و این آن چیزى است كه باید آن را انسان مدارى واژگونه ، یا انسانگرایى نسیانگرانه نامید. همین معنى را از زبان یكى از منتقدان فرانسوى نظام غرب بازگو مى كنیم :
((تمدن جدید كه به هنگام حركت آغازین خود مى خواست ((انسان گرا)) باشد و به انسان آنچنان اصالتى داد كه آغاز و انجام همه چیزش ‍ كرد، اكنون به ماجرائى این چنین شگفت دچار شده است . در روزگار ما، تار پود مفهوم انسان از هم گسسته است ... به هر حال ، تمدنى كه خود را ((انسانگرا)) مى نامید، نظامى ღஜ از آب در آمده است كه آدمى را تحقیر مى كند و مى فریبد و سرانجام نابودش مى سازد.
تحقیر آدمى درین معنى و از این راه است كه تمدن مذكور، انسان را به دستگاهى مركب از یك سلسله وظایف كمى و مادى و به ماشینى منحصرا تولید كننده و مصرف كننده تبدیل مى نماید(164) ))
اما در آرمان شهر اسلامى ، همان گونه كه ترسیم كردیم ، فقط سخن از آسایش تن نیست . فقط سخن از وفور ثروت و رفاه مادى نیست ، در تصویر مهندسان این مدینه ، انسان فقط تن نیست ، بلكه موجودى است داراى ابعاد مختلف كه تكامل و رشد او، در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است و آن بهشت زمینى تحقق نمى یابد مگر آن كه بارقه اى از آسمان نیز در آن حلول كند. تربیت و پرورش روح انسانها و توجه به اختلال و فضائل روحى ، كه از اساسى ترین برنامه هاى ظهور است ، در همین راستا معنى مى یابد. مدینه فاضله ، در عین حالى كه شهر عدالت است ، شهر رفاه است و شهر امنیت . در عین حالى كه شهر تربیت است ، شهر سجایا و فضایل انسانى است . در آن محیط، انسانهاى صالح تربیت مى یابند تا جامعه اى آرمانى و صالح بنا سازند. در آن جا، در كنار دست یابى انسانها به غناى مالى ، از غناى قلبى و روحى بهره مند مى گردند(165) و در كنار اتمام نعمت و وفور ثروت ، به كمال اخلاق و فضیلتهاى انسانى راه مى یابند.(166) كینه هاى اخلاقى از قلبها ریش كن مى گردد(167) و دروغ و تزویر و نامردى ، در روابط اجتماعى ، جاى خود را به یك رویى و یك رنگى مى بخشد و به واقع ، در چنین بسترى است كه رفاه و عدالت و امنیت نیز معنا و مفهوم و حقیقت خویش را باز مى یابند و جز با این نگرش همه جانبه به انسان ، و در كنار هم چیدن اجزاى حقیقى او در برابر هم ، نمى توان به تعبیر رویاى همیشگى انسان در تاسیس آرمان شهر انسانى پرداخت .
5.مدینه علم : دوره ظهور، دوران گسترش علم و دانایى است و مدینه فاضله اسلامى ، مدینة العلم است . با آمدن آن منجى حقیقى ، همان گونه كه ظلم و بیداد جاى خود را به عدل و دادگرى مى سپارد و همان گونه كه نابسامانیهاى مختلف اجتماعى به سامان مى گراید، به همان ترتیب نیز، دانایى و فرزانگى بدیل جهل و نادانى مى گردد و جهان از نور عقل و دانش آكنده مى گردد.(168)
او، مى آید تا همان طور كه جهان را لبریز از عدالت مى سازد، از دانایى و فرزانگى نیز سیراب سازد. نیروهاى عقلانى توده ها را تمركز بخشد و خردها و دریافتهاى آنان را به كمال رساند.(169) علوم و دانشهایى كه در طول اعصار و قرون در پشت پرده ها، مكنون مانده ، پراكنده سازد و مرزهاى دانایى و یادگیرى را تا سراپرده منازل و تا اعماق وجود تك تك انسانها، اعم از زن و مرد گسترش بخشد.(170)
6.مدینه مستضعفان : از ویژگیهاى بسیار مهم در عصر ظهور، جابجایى قدرت و تغییر در ساختار آن است . حكومت در مدینه فاضله بدست توده هاى محروم و مستضعف جامعه است . آنان كه پیش از ظهور بار سنگین فقر و بیچارگى و نامردمى را تحمل كرده اند و اكنون در راستاى اجراى عدالت باید به حق مسلم خویش در وراثت و پیشوایى زمین دست یابند (171) .
بدین سان ، بهشت زمینى در عالم خارج واقعیت مى یابد. با سیراب شدن زمین از عدالت ، با برخوردارى همگان از رفاه و آسایش و امنیت ، با اتساع وجودى انسان و بازیابى تمامى ابعاد وجودى وى در ظرف تربیت و پرورش ، با گسترش علم و فرزانگى ، با مشاركت توده هاى محروم در امر تصمیم گیرى و تغییر ساختار سیاسى جامعه و با...
آنچه گذشت ، برجسته ترین ویژگیهاى مدینه موعود در عصر ظهور است كه مى توان در فرصتهاى بلندتر بر شمار عناوین اصلى و یا زیر مجموعه هاى آنها افزود، لیكن در این مجال ، به همین مختصر بسنده مى كنیم .
ختام ღஜ
دانستیم كه اندیشه ((مدینه فاضله )) در ظرف تفكر گذشتگان به هیچ وجه با ملاحظات انسانگرایانه همراه نبوده است . نه این كه انسان در نمودار اندیشه آنان جایگاهى نداشته . بلكه به این معنى كه او مركز توجه و اعتنا نبوده است . بنابراین ، مدینه فاضله در منظر دید آنان ، بیش از آن كه صبغه اى انسانى داشته باشد، چهره اى سیاسى ، اخلاقى و یا فلسفى مى یابد.
در قراءت عصر جدید، این معنى ، كاملا واژگونه مى گردد. از دوره رنسانس به این سو، كه انسان ، به عنوان مهم ترین آرمان تمدن جدید، محیط توجه و اعتنا را مى پوشاند، تفاسیر نوینى نیز نسبت به آرمان شهر انسانى ارائه مى گردد. محور این تفاسیر را نوعى فلسفه انسانگرا تشكیل مى دهد كه از طرفى با اندیشه استغناى از مذهب و بلكه ، اندیشه مذهب پیرایى همراه و قرین بوده و از طرف دیگر، تنها به بهزیستى دنیوى انسان توجه داشته و پیشرفت و تعالى وى را در بعد مادى مى جوید. بنابراین ، مدینه فاضله در نگاه متاءخران ، در واقع ، شهر رفاه و آسایش انسان است ، اما در راه كسب این مهم ، فقط، به بعد خاكى انسان توجه مى شود. پیشرفت و ترقى مادى به عنوان یك اصل مسلم شمرده مى شود و همه چیز در ذیل آن ، ملاحظه مى گردد. این نوع اندیشه ، چند قرن است كه سیطره خویش را بر محیط باورهاى انسان غربى گسترده است و اگر چه او، به واقع ، به بسیارى از آنچه در صدد بوده ، دست یافته است ، اما، به هیچ وجه ، رویاى همیشگى خود را محقق نمى بیند. در مقابل مشاهده كردیم كه در اندیشه جامع دینى ، ما بر یگانگى دنیا و آخرت و جسم و جان انگشت تاءكید مى نهیم و جایگاه و احكام این امور را از هم تفكیك نمى سازیم . به انسان ، به عنوان یك واحد حقیقى نظر داریم و در هر طرح و برنامه ، رشد موازى و متوازن او را پى مى جوییم . در مدینه فاضله اسلامى ، در سرلوحه طرح و برنامه آسمانى آن ، با كمال شگفتى ، با یك آرزوى زمینى روبرو مى شویم ، با عدالت و در كنار آن ، رفاه و آسایش و امنیت و برخوردارى از مواهب طبیعى .
حجم اعتناى تعالیم دینى به این مسائل ، در مساءله ظهور و مهدویت ، براى انسان مذهبى كه همیشه بر تقابل و دوگانگى دنیا و آخرت ، صمیمانه ، پاى مى فشرده ، آن قدر با اهمیت و هیجان انگیز است كه وى را دچار گیجى و تردید مى سازد. اما، به واقع ، چنین است . تعالیم دینى ، در زندگى زمینى ما مصرانه ادعاى دخالت و تصمیم گیرى دارند و آرزوهاى زمینى ما به طور جدى ، مورد توجه آنهاست . اما این همه را در مصاحبت با دیگر ابعاد وجودى انسان مى طلبند. بر این اساس است كه مدینه فاضله اسلامى ، علاوه بر این كه مدینه عدالت ، رفاه و امنیت است ، مدینه علم ، عقلانیت ، تربیت و انسان پرورى نیز هست . یعنى همان عناصرى كه نبود آنها در تفكر مذهب پیراى غربى ، باعث پدید گشتن بحران جدید تمدن غرب گشته است و این تمدن را على رغم پیشرفتهاى چشمگیر مادى ، در مسیر تحقق سعادت انسانى ناكام گذارده است .
ویل دورانت تمدن نویس بزرگ غربى ، در همین رابطه چنین مى نویسد:
((مدینه فاضله تحقق یافته است ، ولى در عالم خارج (از ما)...ما قدرت خود را صد برابر كرده ایم و بر بالاى خود صدها ذراع افزوده ایم ، ولى طرحها و نقشه هاى ما به پستى و تنگى زمانى است كه در جهل و آلودگى به سر مى بردیم . ما از لحاظ روحى كوته قدانى هستیم در قالبهاى بسیار بزرگ . مدینه فاضله در همه جا آمده است . به جز در روح انسان . با این همه ، این مدینه فاضله كوچكى ، كه اكنون با رویاى قابل اغماض ‍ مى خواهیم بنا كنیم ، نمى خواهد طبیعت را از نو بسازد و نمى خواهد تسلط انسان را بر طبیعت بگستراند (زیر این بهشت منظور نظر بیكن بود و تحقق یافته است ) بلكه مى خواهد كه خود را از نو بسازیم و نفوس با اراده هاى درست كنیم كه براى زندگى در عالم بهترى شایسته باشند و به صفاى دانش ما و به نیروى قدرت ما باشند و چون مایه ویرانى مدینه فاضله ((طبیعت بشرى ) و جهل انسانى است . ما نخست خواهیم خواست كه دلها و نفوس خود را تصفیه كنیم ؛ شاید امور دیگر، در نتیجه به دنبال آن بیاید...(به طور كلى ) معلوم شد كه مقصود بناى یك مدینه فاضله مكانیكى یا بهشتى براى راهروان پیاده و مسافران هواپیما نیست ، بلكه امر اساسى ترى در نظر است و آن بالا بردن صفات اخلاقى و جسمى و معنوى مردم است . نسلى كه محصول و نتیجه این اقدامات و پیشنهادها باشند مى تواند مدینه فاضله را بنا كند.(172) ))
در ارزیابى سخنان گذشته چنین مى توان نتیجه گرفت كه تفكر دینى نیز، یك تفكر انسانگر است . با این تفاوت كه انسانگرایى دینى ، متكى بر یك انسان شناسى قویم است ؛ اما انسانگرایى غربى ، متكى بر یك انسان شناسى ابتر و نادرست بود. به همین دلیل نیز بود كه در بخشهاى گذشته از تفكر مستتر در تمدن غرب ، با عنوان ((انسانگرایى نسیانگرایانه )) یا ((انسان مدارى واژگونه )) یاد كردیم .
در انتهاى نوشتار، تاءكید مى كنیم كه بحث ((توسعه اسلامى )) به طور كامل مى توان از ویژگیهایى كه در مورد مدینه فاضله اسلامى بر شمردیم ، استفاده كرد و اگر چه مطالب عنوان شده ، بیشتر، جنبه كیفى داشت ، لیكن مى توان با مشاركت صاحب نظران در زمینه هاى مختلف ، بویژه در زمینه جامعه شناسى و اقتصاد بر ظروف كمى آن نیز دست یافت .
زندگى دینى پیش از ظهور ღஜ
مقدمه
زیست منتظرانه ، پیشینه اى دراز در تاریخ وافقى ناپیدا در آینده روزگار دارد. باور انتظار، نه تنها به پایان عصر حضور (260 ه - .ق .) كه به دوران آغازین دین باز مى گردد؛ چه ، تاریخ اسلام ، این سلوك را، در زندگى دینى آن روزگار، نشان مى دهد.
در حقیقت ، این باور، آن گاه بر اندیشه پرتو افكند كه پیامبر اسلام (ص )، از ظهور دوباره دین و احیاى سنت خویش ، در آینده دور، سخن گفت و دینداران را بر تحقق كامل دین و عینیت یافتن آرمانهاى نهایى اسلام ، به وسیله یكى از فرزندانش ، دوازدهمین امام شیعیان ، آگاه كرد.(173)
اینك ، قرنها از تجربه این اندیشه دینى مى گذرد. زندگى مردمان را در عصر پایدار و بلند انتظار، با تاریخى روشن از نمودها و جلوه هاى فكرى و عملى ، مشاهده مى كنیم . برخى بر آمده از باور راستین انتظار و پاره اى آمیخته به پیرایه ها و وام گرفته از سنتهاى كهن بشر.ღஜ
این كوشش ، توصیف و نمایه اى است از گونه زندگى دینداران در عصر انتظار.
چشم اندازهاى گوناگون زندگى دینى : حیات دین ، تفكر و اندیشه دینى و دیندارى انسان منتظر نگریسته مى شود، تا بایدها و نبایدها، راستیها از ناراستیها و اصالتهاى دینى منتظران را باز شناسیم و سلامت و ژرفاى این باور را، در اندیشه زلال معصومان (ع ) بنگریم .
چگونگى زندگى دینى ، در عصر انتظار، با توجه به شاخصهایى كه زوایاى آن را به گونه جداى از یكدیگر، نشان دهد، مى توان در دو محور نشان داد:
1.شرح چگونگى اندیشه دینى .
2.شاخصهاى دیندارى .
به باور ما، مطالعه منابع و متون ، از زاویه فراخ و دریچه گسترده این دو محور، تمامى مراحل تاریخ فرهنگ دینى را در مقیاسى بزرگ پیش چشم مى آورد. اما آنچه در این كاوش مى گنجد، شرح شاخصها و پدیدارهایى از زندگى دینى است كه باور انتظار، آنها را در فرهنگ تشیع پدید آورده و یا بر پایه سخنان معصومین (ع ) به تحقق و پیدایى آنها باور داریم .
شرح اندیشه دینى
با آغاز دوران غیبت ، مسؤ ولیت و رسالت دینى امام (ع ) در برابر حفظ مكتب و هدایت امت ، بر عهده عالمان دین ، به عنوان نایب و جانشین امام ، نهاده شد. شرح و تفسیر دین ، به منظور پاسخ گویى به نیازهاى موجود دینداران و بازگویى و باز فهمى تعالیم به جاى مانده از امامان (ع )، به وسیله اینان آغاز شد و به تدریج سلسله عالمان دین در طول تاریخ انتظار، به وجود آمد.
عالمان ، با به كار گرفتن آگاهیهاى خود، از منابع اولیه دین : قرآن و سنت ، و استناد به فهم علمى خویش از آنها، كوشیدند پاسخهاى در خور عصر را بیابند و با عرضه آنها، مسؤ ولیت خویش را در روزگار غیبت به انجام رسانند.ღஜ
دینداران نیز، بر اساس این سخن امام (ع ):
(( واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا)) (174)
وظیفه یافتند به عالمان دین مراجعه و موضع فكرى و رفتارى خود را در رویدادهاى زندگى ، با رهنمودهاى اجتهادى اینان هماهنگ كنند. این پیوند و ارتباط متقابل ، میان عالمان و مردمان ، سبب گردید، معارف دینى در پرتو تلاشهاى دین شناسانه عالمان ، در بخشهاى گوناگون مكتب نموده شود و یا گذشت روزگار رشد و توسعه یابد.
دانشهاى بسیارى ، مانند: فقه ، كلام ، اصول ، تفسیر، رجال ، حدیث ، فلسفه ، عرفان و تاریخ ، كه اساس فكرى آنها در عصر حضور امامان ارائه شده بود، مراحل تكامل را پیمود و میراث علمى ارزنده اى در این علوم پدید آمد.
از جمله این تلاشها، تثبیت اندیشه غیبت در قرنهاى چهارم و پنجم بود كه غیبت امام (ع ) در روزگار نخستین ، مورد انكار و مناقشه عالمان سنى قرار مى گرفت . دانشوران شیعى ، در استوارى و درستى این باور اسلامى بجد كوشیدند و پرسشها و شبهات را پاسخ گفتند. عالمانى چونان : نعمانى (175) شیخ صدوق (176) (م : 381)، شیخ مفید(177) (م : 413)، شیخ طوسى (178) (م 460) در خصوص مسائل غیبت امام (ع ) و شرح فلسفه آن ، كتابهاى مستقل نگاشتند.
به هر روى ، اندیشه دینى ، با همه گسترده آن ، در دوران غیبت ، با ایثار و مجاهدت عالمان شیعى پاس داشته شد و فراروى دینداران قرار گرفت . نقش بزرگ اینان در حفظ و رشد این اندیشه و نیز شدت دغدغه دینمدارى و پرواى دینى كه در تمامى دین پژوهیهاى آنان مشاهده مى شود، به هیچ روى جاى تردید و انكار نیست .
البته وجود برخى كاستیها و نادرستیها، جاى انكار ندارد، مانند: رشد یافتگى بخشى از معارف دینى و كنار نهاده شدن بخشهاى دیگر، ذهنى اندیشى و دور بودن از واقعیتهاى موجود و یا به وجود آمدن پاره اى افكار و آراى نادرست و تفسیرهاى ناصواب درباره بعضى مفاهیم دینى ، كه مصداق آن را امروزه در افكار گروهى با عنوان ((ولایتها)) شاهدیم .
حتى در مطالعه تاریخ ، افرادى بدعتگذار را مى بینیم كه توانسته اند در مقیاسى كوچك و محدود، اندیشه دینى را از مسیر اصیل آن خارج سازند و با دسیسه هاى درونى و یا خود فروشى ، به فرقه سازى و دعوتهاى گمراه كننده دست یازند.
مطالعه سخنان معصومان (ع )، نشان مى دهد كه در روزگاران غیبت ، بعضى افراد مدعى علم دین ، داده ها و مفاهیم دینى را بر اساس ‍ خواهشهاى نفسانى تفسیر و تاویل مى كنند و بدین گونه ، دین و تعالیم دینى قربانى خواسته هاى اینان مى شود.(179)ღஜ
همچنان كه اكنون نیز، پاره اى از انحرافها و تفسیر به رایها را در افكار گروهى شاهدیم كه به نام دین ، همه تكالیف و مسؤ ولیتهاى اجتماعى را در روزگار انتظار نفى مى كنند و براى خود، هیچ گونه وظیفه اجتماعى كه دین به آن حكم كرده باشد، نمى شناسند.
این افراد، در دوران غیبت ، به گونه اى در باتلاق تاءویل و تحریف فرو مى غلتند كه گاه ظهور نیز، با امام (ع ) برخورد مى كنند و مورد انتقام قرار مى گیرند:
على (ع ) مى فرماید:
(( اذا خرج القائم من اهل الفتوى بما لا یعلمون ، فتعسا لهم ولاتباعهم )) (180)
زمانى كه قائم ظهور كند، از عالمانى كه ندانسته فتوا مى دهند انتقام مى گیرد، اینان و پیروانشان را نگونسارى باد.
روایتهاى دیگر نیز، از فساد و انحراف برخى متولیان اندیشه دینى روزگار غیبت خبر مى دهد. همچنین از بخشى دیگر از روایتهایى كه حركتهاى فكرى و فرهنگى امام (ع ) را در عصر ظهور بیان مى كند، دانسته مى شود كه در این روزگار توجیهها و تاءویلها و تحریفها و انحرافها و پیرایه ها، بسیارى از باورهاى اسلام ناب و راستین را تهدید مى كند و ساخته هاى ذهنى مدعیان دین ، به عنوان باورهاى دینى ترویج مى شود. به برخى احادیث كه بیانگر وقوع این احوال در حوزه اندیشه دینى است ، اشاره مى شود:
امام صادق (ع ) درباره راه و روش مهدى (ع ) مى فرماید:
(( یصنع كما صنع رسول الله (ص )، یهدم ما كان قبله كما قدم رسول الله (ص ) ღஜ امر الجاهلیة ، ویستاءنف الاسلام جدیدا)) .(181)
راه و روش او، چون پیامبر(ص ) است ؛ یعنى هر چه را پیش از او باشد ویران مى كند، چنان كه پیامبر(ص ) جاهلیت را ویران ساخت و اسلام را از نو مى نمایاند.
در بسیارى از روایتهاى اسلامى : از تجدید دین و آمدن آیین جدید، توسط امام مهدى (ع )، سخن رفته است (182) . تجدید دین ، به هر یك از این معانى تصور شود: تصحیح انحرافها و تحریفها، آشكار كردن فراموش ‍ شده هاى دینى ، شرح احكام واقعى و فهم درست دین ، متناسب با فرهنگ زمان و...همه اینها در تجدید حیات دین ، از این حكایت مى كند كه پیش از ظهور، اندیشه دینى به گونه اى به كاستیها و پیرایه ها آمیخته خواهد شد كه از حركتهاى مهم امام (ع )، پاكسازى و پیراستن ذهنها از رسوبات فكرى گذشته و باز سازى فكر دینى و در نهایت ، احیاى دوباره تعالیم اسلام راستین ، خواهد بود.
على (ع ) مى فرماید:
(( یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى ، و یعطف الراى على القرآن اذا عطفوا القران على الراءى ))ღஜ
هواپرستى را به خدا بازگرداند، پس از آن كه خدا پرستى را به هوا پرستى بازگردانده باشند. راءیها را به قرآن بازگرداند، پس از آن كه قرآن را به راءیهاى خود بازگردانده باشند.
این كلام على (ع )، روشن مى كند كه اندیشه دینى ، پیش از ظهور، در سطح وسیعى ، بر اساس هواها و هوسها و منافع شخصى و گروهى ، شكل مى گیرد.عالمان دنیامدار و نفس پرست ، اصول و فروع دینى و آیات وحى را به دلخواه تفسیر و تاءویل مى كنند، آن گونه كه با آرزوهاى دنیا خواهانه آنان ، هیچ تضادى پیدا نكند و چنانكه احادیث بسیار دیگر نیز، به این تصریح دارد، این كار، امرى رایج خواهد بود. بدین روى ، چون تعالیم حیاتبخش دین و چهره واقعى كتاب و سنت ، زیر لایه هاى افكار و آراى نادرست ، پنهان مى شود، امام (ع ) آنها را بیرون مى كشد و آشكار مى سازد:
على (ع ) مى فرماید:
(( ویحیى میت الكتاب والسنة )) ღஜ.
مهدى (ع )، كتاب و سنت مرده و از میان رفته را زنده مى كند.
در این احادیث ، امام (ع )، به صراحت از مردن كتاب و سنت سخن مى گوید.
بى شك ، اندیشه دینى كه برخاسته از كتاب و سنت باشد و حقیقتا آموزشهاى این دو منبع اصلى شریعت را نشان دهد، در این حكم ، همانند خواهد بود؛ یعنى اثر حیاتى و سازنده در جامعه و زندگى دینى نخواهد داشت ؛ چرا كه جز پندارها و ادعاهاى دروغین به نام دین ، حقیقت دیگرى نخواهد داشت .
روایتهایى كه از پدید آمدن نارواییها و تیرگیها در حوزه تفكر دینى خبر میدهند، بسیارند. آنچه یاد شد، گزینشى اندك از آن بسیار بود.
به راستى معصومان (ع ) چرا و به چه منظور از این حوادث خبر ღஜ داده اند؟
بى شك ، یك جهت مهم در بیان این سخنان ، این است كه از یك سوى ، دینداران با عوامل انحراف دینى كه در آینده جامعه را فرا مى گیرد، آشنا شوند و در گرفتن معارف دینى ، هوشیار باشند؛ و از دیگر سوى ، خواسته اند به عالمان و متولیان اندیشه دینى هشدار دهند كه زمینه هاى انحراف و كژ اندیشى را به نیكى بشناسند و از آنها پروا گیرند.
البته عوامل انحراف در اندیشه دینى ، در همه زمانها بوده است ، حتى در عصر حضور، افكار و تاءویلهاى نادرست و عالمان منحرف وجود داشته اند. اما آنچه دوران غیبت را در برابر این رویداد حساس مى كند این است كه چون مفسر واقعى دین ، حضور ندارد، معیارى مسلم و قطعى كه شاخص بازشناسى اندیشه راستین از دروغین باشد. وجود ندارد. در عصر حضور، شیعیان ، هنگام اختلاف یا تردید در فهم و یا اعتقاد درست از نادرست ، به حضور امامان (ع ) مى رسیدند و معارف دینى خویش را به داورى معصومانه ایشان مى گذاشتند. اما در عصر غیبت ، اگر چه قرآن ، به طور كامل و بى هیچ كاستى در دسترس است ، ولى محك زدن اندیشه ها به قرآن و داورى خواستن از قرآن باز به نوبه خود، استناد به فهمى از قرآن خواهد بود و هرگز قطعیت و معصومیت داورى معصومانه امام (ع ) را نخواهد داشت . بى تردید، قرآن ღஜ، معیار اصیل بازشناسى درستیها و راستیها در اندیشه دینى این دوران است ، اما شناخت مراد قرآن ، بدون دخالت فهم عالم در دسترس نیست ؛ از همین روى ، مى بینیم برخى در استناد به قرآن ، به دیدگاهى روى مى آورند كه حتى فهم ظواهر آن را حجت نمى دانند و معتقد مى شوند كه جز از طریق احادیث و سخنان معصومان (ع )، نمى توان به مراد وحى دست یافت ! خوب ، آیا این دیدگاه را مى توان معیار قرار داد؟ پاسخ منفى است ، زیرا این خود فهمى است بشرى و چه بسا خطا و دیگر آن كه اساسا در تمسك و استناد به حدیث ، امكان لغزش و فرو افتادن در خطا به مراتب بیشتر است ، چه اگر به فرض ، مشكل فهم درست آن را به سبب : تعارض ღஜ، از میان رفتن قراین ، پوشیده ماندن ظرف صدور و موقعیت تخاطب و...، نادیده بگیریم باز با مشكلى بزرگ تر روبه رو، مى شویم ، یعنى پدیده جعل و وضع حدیث و تشخیص ‍ حدیث درست از نادرست .
آیا رخ نمودن اندیشه هاى گوناگون در تاریخ اندیشه دینى را مى توان در دایره پدیدار شدن انحرافها در فكر دینى زمان غیبت دانست ؟
بى شك ، اختلاف آرا و افكار در حوزه اندیشه دینى ، به مقتضاى اجتهادى بودن آن است و این ، نزد دین پژوهان ، اصلى پذیرفته و برخاسته از تعالیم دینى امامان (ع ) است . از این روى ، باید بر اساس هماهنگى و ناهماهنگى و برابرى و نابرابرى ملاكهاى درستى بر هر كدام از آنها، به داورى پرداخت . احادیث یاد شده ، اندیشه هایى كه بر پایه فهم و استنباط درست ، یعنى با آگاهیهاى لازم و شناخته شده براى اجتهاد، پدید آید و معیارهاى مسلم اجتهاد دینى را متناسب با نیازمندیهاى فرهنگ دینى زمان خود، دارا باشد، در بر نمى گیرند. اندیشه هایى كه بى توجه به قانونمندیها و ضوابط كشف شده براى فهم درست دین ، به وجود آیند و با اصول مسلم در تفكر دینى ، ناسازگار و بیگانه باشند، روشن است كه انحراف خواهند بودღஜ.
بنابراین ، اندیشه دینى در طول زمان غیبت ، به تلاشى مشترك و پیوسته ، از سوى دین شناسان خبره و آگاه ، نیاز دارد، تا منابع ، شیوه هاى فهم و تحقیق دینى براى بازیافت آموزشهاى راستین و اصیل اسلام در هر زمان شناخته گردد. این ، به توبه خود، تلاشى است بر آمده از روح و فرهنگ انتظار و ایجاد زمینه سازى براى تحقق اصلاح در تفكر دین كه بزرگ ترین حركت در انقلاب جهانى مهدى (ع ) است .

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ