تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - ღஜ انتظار فرج در جمع یاران مهدى (ع)

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

شاخصهاى دیندارى
بسیارى از بایدها و شاخصهاى بایسته اى كه باور به دین را زندگى عصر انتظار مى نمایانند، در روایات اسلامى ، بیان شده است از این چشم انداز، به مطالعه پاره اى از آنها مى پردازیم :
1. انتظار فرج
به انتظار زیستن و منتظرانه دین داشتن ، وظیفه اى است كه شریعت اسلام ، از مؤ منان خواسته است . چشم داشتن به ظهور منجى و حاكمیت دوازدهمین امام ، از سلسله امامان معصوم (ع )، باور به تداوم امامت و عینیت رهبرى دینى ، در نهایت تاریخ زندگى است ، نهایتى دور، ولى در پیش ، بسا امروز، فردا یا فرداى دیگر.
عالمان دین ، بر پایه احادیث معصومین (ع) انتظار فرج را شاخص بزرگ انسان دیندار در عصر غیبت دانسته اند و همواره دینداران را به داشتن و دانستن این مهم ، فرا خوانده اند:
پیامبر اسلام (ص ) مى فرماید:
(( افضل اعمال امتى انتظار الفرج من الله عزوجل ))
انتظار فرج داشتن برترین عمل امت من است .
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( الا اءخبركم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به ؟ فقلت بلى ، فقال :))
(( شهادة ان لا اله الا الله محمدا عبده و رسوله ... و الانتظار للقائم (ع
ღஜ).)) 
خبر دهم شما را به چیزى كه خداوند عمل بندگان را جز با آن نمى پذیرد؟
گفتم آرى .
امام فرمود: باور به خداى یكتا و بندگى و پیامبرى محمد... و چشم داشتن به ظهور قائم (ع ).
مفهوم انتظار: انتظار، باورى است بارور به عمل ، كه در زندگى انسان منتظر، در قالب كردارى خاص ، تجسم مى یابد. دست روى دست گذاردن و بى هیچ كنشى منتظرانه ، خود را منتظر دانستن ، تفسیرى وارونه و منافقانه از انتظار است .
انتظار، اعتقادى است در گرو عمل ، عمل كردن به آنچه كه فرهنگ انتظار ایجاب مى كند.
انتظار، چشم داشتن به حاكمیتى است كه در آن ، ناپاكان ، ظالمان ، متظاهران بى اعتقاد و معتقدان بى كردار، به شمشیر عدالت
ღஜو دیانت سپرده مى شوند. دین ، از بدعتها و كجیها و نفاقها و نارواییهاى بشرى پیراسته مى گردد.
نادرستیها و ناراستیها كنار مى رود، كاخهاى به ظلم افراشته تاریخ ، سقوط مى كنند، زنجیرهاى جل و اسارت گسسته مى شوند، نابخردیها و ناحقیها، پایان مى یابند، دنیاى ناراستان به فرجام مى رسد.
شخص منتظر، خود ساخته اى است آماده پیوستن و در آمدن در صف نهضت و قیامى كه نهمین سلاله حسین (ع )، آن را رهبرى مى كند و همه سنگرهاى ظلم و ستم و پلیدى و نفاق و ناپاكى و بدعت را فرو مى ریزد و حق و حق پرستى و درستى و راستى و عدالت را جایگزین آن مى كند.
انتظار مكتب آمادگى : آمادگى همیشگى ، جوهر اصلى انتظار است و وظیفه قطعى منتظران . انتظار قیام و ظهور مهدى (ع ) را داشتن ، آمادگى پیشین مى خواهد، از جمله : پیراسته و پاك زیستن ، صداقت در عقیده و عمل داشتن ، دارا بودن توان روحى براى جهاد و مبارزه در ركاب امام مهدى (ع).
آنان كه انتظار را به عنوان عقیده و باورى دینى در ذهن مى پرورند، و بازتاب عملى آن را در بر پایى مجالس دعا و جشن مى جویند، ولى با الفباى مبارزه و جهاد و باطل ستیزى نا آشنایند، در طول زندگى خود، كوچكترین صحنه برخورد با دشمنان دین تجربه نكرده اند و حتى از تصور آن نیز، بر خود مى لرزند، چگونه مى خواهند به صف مجاهدان در قیام توفنده و جهانى مهدى (ع ) در آیند و با بزرگ ترین و بیشترین دشمنان رویاروى شوند؟ آیا اینان ، تاریخى مكرر از پیروان موسى نخواهند بود كه گاه نبرد گفتند:
(( فاءذهب اءنت و ربك فقاتلا انا هیهنا قاعدون .))
پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید كه ما در این جا نشسته ایم .
پیوستن به جمع یاران مهدى (ع )، از منتظرانى ساخته است كه روح جهاد و ستیز
ღஜبا باطل را، به روزگار غیبت ، تجربه كرده باشند. بسا این گروه ، بر این پندارند كه قیام و انقلاب مهدى (ع )، به نیروى غیب و اعجاز است . مس وجودشان ، به یك نظر طلاى ناب مى شود؟ شجاع ، دلیر و شهادت خواه ! در حقیقت ، اینان چشم دوخته اند تا امام (ع ) ظهور كند، اوضاع مادى و معنوى را به یك نگاه به سامان آورد و آن گاه اینان ، به زندگى آرام و ایمن دست یابند.
ابو بصیر از امام صادق (ع ) مى پرسد:
(( جعلت فداك متى الفرج ؟ فقال : یا ابا بصیر و اءنت ممن یرید الدنیا؟ من عرف هذا الامر فقد فرج عنه لانتظاره .))
فدایت شوم ، فرج كى خواهد بود؟
امام فرمود: اى ابو بصیر؟ تو هم از كسانى هستى كه دنیا را طلب مى كنند! آن كس كه قیام امام را بشناسد براى او، به جهت انتظارش فرج شده است .
چون امام (ع )، متوجه است كه ابو بصیر، با توجه به زندگى غمبار شیعیان ، از فرج مى پرسد، به گونه اى پاسخ او را مى دهد كه بفهمد، فرج به معناى چشم داشتن به رهایى از سختیها و رسیدن به كامیابیهاى زندگى نیست ، بلكه فرج ، در گرو شناخت حق و شناختن رهبر و امام حق و منتظر یارى رساندن به اوست . راوى مى گوید: به امام صادق (ع ) عرض كردم :
مردم مى گویند: مهدى كه قیام كند، كارها خود بخود درست مى شود، و به اندازه یك حجامت خون نمى ریزد.
امام (ع ) فرمود:
(( كلا، والذى نفسه بیده ، لو استقامت لاءحد عفوا، لاءستقامت لرسول الله (ص ) حین اءدمیت رباعیته ، و شج فى وجهه ، كلا و الذى نفسه بیده ، حتى فسخ نحن و اءنتم العرق و العلق .))
هرگز چنین نیست . به خداى جان آفرین سوگند، اگر قرار بود كار براى كسى خود به خود درست شود، براى پیامبر(ص ) درست مى شد، هنگامى كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنین نیست كه كار، خود به خود درست شود، به خداى جان آفرین سوگند، كار دست نخواهد شد تا این كه ما و شما در عرق و خون غرق شویم .
بنابراین ، از زاویه خواهشها و آرزوها و خواسته هاى بشرى خویش ، قیام امام (ع ) را نگریستن و منتظر او بودن ، به هیچ روى با تعالیم اسلامى سازگارى ندارد. در احادیث ، كسى منتظر و یاور مهدى (ع ) دانسته شده كه در زندگى منتظرانه خود، دوره آمادگى را گذرانده و به مرتبه ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد. براى شركت در استقرار عدل بزرگ و نجات بشر مظلوم و انسانیت محروم ، گامهاى خود را به ایمان و ایثار استوار سازد و آن گاه براى یارى كردن نهضتى كه مى خواهد ریشه ظلم را در جهان بكند و عدل و قسط را به جاى آن بنشاند، بى صبرانه منتظر جهاد باشد.
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( لیعدن اءحدكم لخروج القائم و لو سهما، فاءن الله اذا علم ذلك من نیته رجوت لاءن ینسى فى عمره حتى یدركه و یكون من اءعوانه و اءنصاره .))
باید هر یك از شما براى خروج قائم اسلحه آماده كند. چون وقتى خداوند ببیند كسى به نیت یارى مهدى اسلحه تهیه كرده ، امید مى رود خداوند، عمر او را دراز كند، تا ظهور را درك كند و از یاوران مهدى باشد.
آماده بودن و سلاح تهیه كردن ، بیش از هر چیز، نیرو و روح سلحشورى و ستیز لازم دارد. منتظر مسلح ، وقتى مى تواند در صف جهاد گران قیام ، قرار گیرد، دست به سلاح ببرد و در ركاب امام حق ، نقش بیافریند كه در صحنه نبرد، پیروزى یا شهادت در نظر او یكسان باشد. در صحنه شعله و خون ، عاشقانه خود را براى امام و آرمانهاى او بخواهد، نه امام را براى آرزوهاى خویش و این ، میسر نمى شود مگر آن كه همواره روح حماسه و اقدام و سلحشورى و مقاومت و شهادت و ایثار را در خود بپروراند و هر آن آمادگى خود را براى چنین امرى بیازماید.
على (ع ) مى فرماید:
(( المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه فى سبیل الله .))
منتظر امر ما، بسان كسى است كه در راه خدا به خون خود، غلتیده باشد.
این سخن ، انسان منتظر را فردى مهیا براى جهاد و شهادت معرفى مى كند و به او، این باور را مى دهد كه سلوك منتظرانه ، مسؤ ولیتى است بسان جهاد، سخت و چه بسا همراه بذل جان ، از این روى ، منتظر باید خود را فدیه اى ببیند در راه اعتلاى دین ، بى هراس از شهادت
ღஜو پذیراى هر گونه فداكارى و ایثار.
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( من مات منكم و هو منتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم فى فسطاطه ، قال : ثم مكث هنیئة ثم قال : لا بل كمن قارع معه بسیفه ، ثم قال : لا و الله الا كم استشهد مع رسول الله ))
هر كس به انتظار بزید و بمیرد، چون كسى است كه قائم را یاورى كرده است .
پس از لحظه اى درنگ ، فرمود:
نه ، بلكه بسان كسى است كه با آن حضرت شمشیر زند.
و سپس فرمود:
نه ، به خدا، به حتم ، همچون كسى است كه در ركاب رسول خداشهید شده باشد.
بهاى كدام زندگى ، چون بهاى یاورى و شمشیر زدن در خدمت حضرت را مى تواند داشته باشد؟ چگونه زیستنى است كه فرجامش بسان شهادت است ؟
بى شك ، زیستى كه در نتیجه و اثر، با شهادت و جهاد یكسان باشد، زیستنى كه آگاهى بخشد، شور و اشتیاق دینى بیافریند، ارزشها را بگسترد و در جهت تحقق هدفهاى مكتب ، باشد بله ، در عصر انتظار، بدین سان زیستن ، یاورى امام قائم است .
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( من عرف امامه ثم مات قبل اءن یقوم صاحب هذا الاءمر، كان بمنزلة من كان قاعدا فى عسكره .))
هر كس امام خود را بشناسد و پیش از قیام او بمیرد، مانند كسى كه در گروه سربازانش نشسته باشد.
انسان منتظر، باید به گونه اى بزید كه اگر ظهور و قیام مهدى (ع ) را در حیات خویش درك نكند، باز در آن سهیم باشد و این در گرو آن است كه از نظر فكر و عمل ، در صف حق جویان و باطل ستیزان روزگار خویش ‍ باشد و سلوك اجتماعى اش ، در جهت زمینه سازى و آمادگى هر چه بیشتر خود و جامعه ، براى پذیرش این قیام باشد.
چنین انسانى ، همواره جهادى بزرگ را فرا روى خود مى نگرد و آزمون پایدارى به دین و عقیده را كه لازمه این جهاد است ، در سراسر دوران زندگى به اجرا مى آورد و پیوسته با آزمونهاى كوچك تر، میزان موفقیت و شایستگى خود را در آن آزمون بزرگ مى افزاید.
انتظار مكتب تعهد و تكلیف : نزد همگان ، جاودانگى شریعت و احكام آن ، اصلى بى تردید است و در تمامى عصرها، پیروى از دستورها و تعالیم دینى و پیاده كردن آنها در متن زندگى واجب است . بر پایه این اصل پذیرفته و مسلم ، دینداران ، براى همیشه به حضور در صحنه و به انجام همه تكلیفهاى فردى و اجتماعى وظیفه دارند. انجام تكلیفهاى دینى ، تعطیل بردار نیست .
آیا غیبت امام و چشم به ظهور او داشتن ، مى تواند مجوز برداشتن تكلیف در بخشى از احكام دینى باشد؟
در این صورت ، جاودانگى شریعت اسلام ، به عنوان یك دستگاه فكرى و حقوقى و ارزشى به هم پیوسته ، چگونه تفسیر خواهد شد؟
مثلا در روایتهاى بسیارى از گسترش ظلم و فساد و انحراف ، در عصر غیبت ، سخن رفته است كه اكنون شاهد آن هستیم ، آیا انسان دیندار كه در این روزگار مى زید، در برابر اینها رها و بى تكلیف است ؟ یا تكلیف مبارزه با ظلمها و فسادهاى فردى و اجتماعى و اصلاح جامعه و جهاد در راه دفاع از مكتب و امت ، همچنان باقى و جاوید است ؟
هیچ كدام از فقیهان و دین شناسان به رها شدن بخشى از احكام دین فتوا نداده اند، آن هم احكامى كه نگهداشت دین به عمل كردن به آنها وابسته است . براى اجراى حكم امر به معروف و نهى از منكر، شرایطى از جمله : شناخت معروف و منكر و نتیجه بخش بودن آن ، بیان كرده اند، اما این به معناى برداشتن تكلیف نیست .
آیا مى توان گفت : در عصر غیبت به سبب حاضر نبودن امام (ع )، با وجود این همه ظلم و فساد، شرایط امر به معروف و نهى از منكر تحقق نمى یابد و یا هجومى صورت نمى گیرد؟ اگر چنین است ، پس چرا فقیهان در مباحث فقهى خود، در طول دوران غیبت ، براى این موضوع ، كتابى اختصاص داده و در چگونگى آن به تفصیل سخن گفته اند. آیا بیهوده بحث كرده اند؟!
جاى تاءسف است كه شاهد باشیم گروهى نا آشنا به مسائل دین ، انتظار را به گونه اى تفسیر كنند كه اصل جاودانگى تكلیف و تعهد دینى انسان دیندار در این بخش از دستور دینى نادیده انگاشته شود.
به راستى بسامان آوردن نابسامانیهاى دینى در اجتماع و دست یازیدن به حركتهاى اصلاحى و احیاگرى در عصر انتظار، با فرهنگ انتظار ناسازگار است و زنده نگاهداشتن سنت دعوت دینى حرام و ناروا؟
امام سجاد(ع ) مى فرماید:
(( ان اهل زمان غیبة ، القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره ... الدعاة الى دین الله عزوجل سرا و جهرا.))
معتقدان به مهدى (ع) و منتظران ظهور او در عصر غیبت ... در پنهان و آشكار مردمان را به دین خدا فرا مى خوانند.
همان گونه مى نگرید، امام (ع) منتظران معتقد و راستین را در روزگار غیبت ، دعوت كنندگان به دین خدا معرفى مى كند. اگر انتظار را به معنى برداشته شدن تكلیفهاى اجتماعى و نبودن مسؤ ولیتهاى اصلاحى در جامعه بدانیم ، پس دعوت به دین در این سخن امام معصوم (ع) چگونه تفسیر مى شود؟
آیا مبارزه با فسادهاى اجتماعى ، با ظلم و بى عدالتى و با حركتهاى ضد انسانى و ضد دینى مستبدان و مستكبران ، كه بقاى آنها، محور دین و باورهاى دینى را در پى دارد، دعوت به دین خدا نیست ؟
آیا تحقق و استقرار حاكمیت دین و احیاى نماز و حج و ولایت و امامت در جامعه و برقرارى عدالت اسلامى به قدر توان ، دعوت به دین نیست ؟ تلاش در راه اصلاح بنیادهاى مادى و معنوى اجتماع و برآوردن سلامت دیندارى ، دعوت به دین نیست ؟
پس ، انتظار، باورى نیست كه با آن تعهد اجتماعى انسان منتظر نفى شود، یا سكوت و سازش با ستم بارگان و ظالمان توجیه گردد.
با چه تفسیرى از دین ، مى توان از دست رفتن عزت دینى و تحمل انواع ذلتها و مشاهده فسادها و ظلمها و هیچ نگفتن و انزوا گزیدن را، دیندارى دانست ؟
سرنوشت میلیونها انسان دیندار را در دست فاسدان و جنایت پیشگان و ظالمان دید و از میان رفتن اركان و ارزشها و اصالتهاى دین و دینداران را، به دست این شیطان صفتان ، شاهد بود و در برابر، خود را دیندارى بى تكلیف دانست ؟ راستى امام زمان
ღஜ (ع) از این دیندارى راضى است ؟ این گونه تفسیر از انتظار، با كدام اصل دینى سازگار است ؟
البته دست زدن به مبارزه و مقاومت منفى كه در برخى روایتها به آن اشاره شده ، پذیرفته است ؛ زیرا در پاره اى شرایط زمانها، این موضعى است پسندیده و خرد ورزانه ، ولى باید مقتضاى زمانى و اجتماعى جامعه را شناخت و تاءثیر این موضوع را در موفقیت دعوت دینى ، ارزیابى كرد و سنجیده و هوشمندانه عمل كرد. پس به هر روى ، تكلیف و تعهد دینى باقى و جاوید است .
2.نگهداشت ایمان دینى
در روایتهاى بسیارى از امتحان دینداران در دوره غیبت سخن گفته شده است . ایمان و دیندارى ، در بوته آزمایش گذاشته مى شود و مردمان به اصالت ایمان و استوارى در نگهداشتن دین خود، سنجیده مى شوند. آزمایشهاى دینى ، براى همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است :
(( اءحسب الناس اءن یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون .))
اما این قانون ، در روزگار غیبت به دو جهت ، مورد تاءكید است :
آن كه امام (ع ) از نظرها پنهان است و منتظران ، منتظر اویند و چون این امر، به درازا مى كشد، افكار و دعوتهاى باطل ، در میان مسلمانان پدید مى آید و گروهى گمراه مى شوند:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( ان لصاحب هذا الامر غیبتین احدیهما تطول حتى یقول بعضهم : مات ، و بعضهم یقول : قتل ، و بعضهم یقول : ذهب ، فلایبقى على اءمره من اءصحابه الا نفر یسیر. )
به راستى مهدى (ع )، دو غیبت دارد. دوم آن ، به اندازه اى به درازا مى كشد كه گروهى مى پندارند: وى ، مرده است و گروهى مى پندارند: كشته شده و گروهى مى پندارند: (ظهور او) گذشته است . پس بر پیروى از او، كسى باقى نماند، مگر مردمانى اندك .
على (ع ) مى فرماید:
(( یكون له حیرة و غیبة تضل فیها اءقوام و یهتدى فیها اخرون .))
به سبب غیبت مهدى (ع )، سردرگمى به وجود مى آید مى آید كه گروهى گمراه مى شوند و گروهى دیگر بر هدایت مى مانند.
در این دوران ، شرایطى به وجود مى آید و اوضاعى بر جوامع دینى حاكم مى شود كه نگاهداشتن دین ، بسیار دشوار مى شود. بیشترین مردمان ، به انگیزه هاى گوناگون ، ایمان دینى خویش را در زندگى از دست مى دهند و دیندارى را كنار مى نهند:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( و راءیت الناس قد استووا فى ترك الاءمر بالمعروف والنهى عن المنكر و ترك التدین به .))
مردمان را مى نگرى كه در كنار نهادن امر به معروف و نهى از منكر همراه مى شوند و نسبت به آن ناباورند.
مهم ترین انگیزه اى كه سبب مى گردد در این دوران ، دینداران به آزمایشهاى اعتقادى و عملى بسیار، رو به رو گردند، عبارتند از:
گسترش زمینه هاى ناباورى : از یك سو، آشكار شدن اختلافها و فتنه هاى فكرى و پیدایش آرا و مسلكهاى گوناگون در حوزه اندیشه و باورهاى دینى ، تردیدها و یاءسها را مى آفریند و سستى در گرایشها و باورها را پدید مى آورد:
امام باقر(ع ) مى فرماید:
(( و اختلاف شدید بین الناس و تشتت فى دینهم .))
و اختلاف شدید میان مردمان رخ دهد و در دین خود، پراكنده مى شوند.
از سوى دیگر، رواج مرامها و مسلكهاى ناروا و فساد انگیز، در میان مردمان ، روح دیندارى را در جامعه از بین مى برد و پیروى از تعالیم شریعت ناچیز مى شود
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( و راءیت الناس ینظربعضهم الى بعض ، و یقتدون باءهل الشرور، و راءیت مسلك الخیر و طریقه خالیا لا یسلكه اءحد.))
مردمان را مى نگرى كه به پیروى از مرام یكدیگر مى پردازند و به بدكرداران اقتدا مى كنند، و باور حق و راه آن را مى نگرى كه بى رهروست .
افزایش انگیزه هاى انحراف و گریز از دین : دیندارى ، به سبب گذر از تاریخى طولانى ، به تیرگیها و پیرایه ها و خرافه ها و سنتهاى بشرى مى آمیزد و بسیارى فهمها و عملكردها و جهتگیریهاى نادرست و نابخردانه و ارتجاعى و انحرافى و آفت زده به حساب دین گذاشته مى شود و در نتیجه ، چهره روشن و فطرى دین ،
زیر این لایه هاى تیره پنهان مى گردد و بدین روى ، ارزش و اصالت واقعى رویكرد به دین و دیانت از میان مى رود و مردمان از آن مى رمند:
على (ع ) مى فرماید:
(( ایها الناس سیاءتى علیكم زمان یكفاء فیه الاسلام كما یكفاء الاناء بمافیه .))
اى مردم ! به زودى بر شما روزگارى خواهد آمد كه اسلام را از حقیقت آن بپردازد، همچون ظرفى كه واژگونش كنند و آن از آنچه درون دارد تهى سازند.
یا مى فرماید:
(( و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا.))
و اسلام پوستین باژگونه پوشد.
ستیزه جوییها با دیندارى : خودپرستان و خودكامگان و پیروان باطل ، كه هماره به دنبال هدفهاى دنیا پرستانه اند، چون فرهنگ اصیل دیندارى را مانعى بزرگ براى رسیدن به هدفهاى خود مى بینند، به استفاده از تمامى امكانات و به كار گیرى همه راهها و شیوه هاى ممكن ، به ستیز با دین
ღஜو دینداران مى پردازند و ایشان را در تنگنا و سختى مى گذارند:
(( و راءیت اءهل الباطل قد استعلوا على اءهل الحق و راءیت الشر ظاهرا لا ینهى عنه و یعذر اءصحابه ... و راءیت الفاسق فیما لا یحب الله قویا محمودا، و راءیت اءصحاب الآیات یحقرون و یحتقر من یحبهم .))
اهل باطل را مى نگرى كه بر اهل حق چیره شده و بدیها آشكار گشته از آن نهى نمى شود و پیروان آن در امانند... و فاسق را مى نگرى كه به كردار ناپسندش توانا و مورد تحسین است و مردان حق و پیروان آنان را مى نگرى كه كوچك و ذلیل شمرده مى شوند.
وجود این عوامل در محیط دینى دوران غیبت ، بویژه فزونى و شدت یافتن آنها در روزگار نزدیك به ظهور، دیندارى را بسیار سخت و مشكل مى كند تا آن جا كه :
پیامبر(ص ) مى فرماید:
(( لاءحدهم اءشد بقیة على دینه من خرط القتاد فى اللیلة الظلماء، اءو كالقابض على جمر الغضا.))(203)
هر یك از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارد، چنان كه گویى درخت خار مغیلان را در شب تاریك با دست پوست مى كند، یا آتش پر دوام را در دست نگاه مى دارد.
از همین روى آنان كه براى نگهداشتن ایمان دینى خود، در برابر این رخدادها، استقامت نورزند و با اراده قوى سختیها و تنگناها را تحمل نكنند و یا از دیانت خویش بینش
ღஜو شعور درستى نداشته باشند، از زمره دینداران و منتظران واقعى خارج خواهند شد:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( لابد للناس من اءن یمحصوا، و یمیزوا، و یغربلوا و یخرج فى الغربال خلق كثیر.))
ناگزیر، مردمان امتحان مى شوند و از هم تمییز مى یابند و غربال مى شوند و بسیارى از غربال بیرون مى روند (در امتحان ، موفق نمى شوند).
در آن روزگار، انسان دیندار باید هوشیارانه و ژرف بینانه اصول خالص ‍ دیانت را بیابد و وسوسه هاى ناهنجار و انگیزه هاى دور ساز ایمان را از خود دور سازد و این گوهر را در طول زندگى ، از آسیب و انحراف نگاه دارد:
امام صادق (ع )، از رواج بسیارى نارواییهاى دینى در میان مردمان سخن مى گوید و در پایان سفارش مى فرماید:
(( فكن على حذر، واطلب من الله عزوجل النجاة ،... فكن مترقبا! واجتهد لیراك الله عزوجل فى خلاف ما هم علیه .
خود بر بر حذر دار و از خدا رهایى بخواه ... هوشیار باش و بكوش تا خدا تو را در راهى غیر از گمراهیهایى كه مردمان در آنند، ببیند.
براى انسان دیندارى كه در برابر حوادث و پیشامدهاى زندگى ، بجدّ تصمیم مى گیرد و متناسب با اندیشه ها و باورهاى خود، موضع مثبت یا منفى بر مى گزیند، بروز حوادث دگرگون ساز، در شكفته شدن استعدادهاى وجود او اثرى سازنده دارد.
چنین شخصى ، وقتى در زندگى دینى با حادثه اى رو به رو مى شود كه با دیندارى اش پیوند دارد، ناگزیر است درباره آن بیندیشد و از میان آنچه به نظرش مى آید بر پایه اندیشه اى قانع كننده ، موضعى جدید برگزیند. هر چه از این گونه حوادث تكرار شود، اندیشه و موضع جدید نیز، پى در پى جریان مى یابد. در این روند است كه شخصیت و هویت مستقل فردى و اجتماعى شخص شكل مى گیرد و داراى موضع فكرى و عملى ویژه اى مى شود كه همواره خود را در حفظ و دفاع از آن ، متعهد و مسؤ ول مى بیند.
در عصر غیبت ، آزمایشها، درست همین نقش را براى شكل گیرى شخصیت و آشكار شدن موضع دینى متدینان ، ایفا مى كنند. انسان دیندار، به هر اندازه كه بتواند موضع زندگى دینى خود را، در ظرف حوادث و رویدادها، با آموزشها و تعالیم اصیل دینى هماهنگ كند، به همان میزان در آزمایش دینى خود پیروز شده است و آمادگى شركت در تحقیق عدالت جهانى و برقرارى حكومت مهدى (ع ) را پیدا خواهد كرد.
بنابراین ، قانون آزمایش غربال شدن مؤ منان ، در ظرف زمانى غیبت كه گمراهیها و ستمها، هجوم مى آورند، در شكوفا شدن حق جویى و خلوص ‍ دینى دینداران و شایستگى براى حضور در جهادى فراگیر سخت در ركاب مهدى (ع ) نقشى اساسى و زیربنایى دارد.
به فرموده پیامبر (ص ):
(( انتظار الفرج بالصبر عبادة ××
ღஜ
چشم به راه فرج داشتن ، همراه با صبر و استقامت ، عبادت است .
زیرا در مكتب انتظار و امتحان و تمرین مقاومت ، انسانهایى ساخته مى شوند كه حاملان اصلى ترین اعتقاد و دارندگان راستین ترین و استوارترین موضع حق هستند.
امام صادق (ع ) در وصف آنان مى فرماید:
(( رجال كاءن قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شك فى ذات الله ، اءشد من الحجر، لو حملوا على الجبال لاءزالوها.)
یاران مهدى (ع )، مردانى هستند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا، مردانى سخت تر از صخره ها. اگر به كوهها روى آرند آنها را از جاى بر كنند.
3.ارزش دیندارى
ویژگیهاى دینى در عصر غیبت
ღஜ، كه به برخى از آنها اشاره شد، سبب مى شود دینداران در این روزگار، رتبه و مقامى والا بیابند كه اینك به پاره اى از آن رتبه ها اشاره مى كنیم :
تكامل در بینش دینى : امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( قال النبى (ص ) لعلى (ع ): یا على ! و اءعلم ان اءعظم الناس یقینا قوم یكونون فى اءخر الزمان ، لم یلحقوا النبى و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد فى بیاض .)
پیامبر (ص )، به على (ع ) فرمود: یا على ! بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین كسانى هستند كه در واپسین روزگار مى زیند، پیامبرشان را مشاهده نكرده و امامشان پنهان است ، پس به سبب خواندن خطى بر روى كاغذ، ایمان مى آورند.
انسان دیندار، در صدر اسلام ، عقاید و باورهاى دینى از پیامبرمى گیرد و تعالیم خالص دین را با دریافت مستقیم از مفسر واقعى وحى ، دریافت مى كند، رسول خدا(ص ) را مى بیند و از روش و منش و سیره او الهام مى گیرد و پایه باورهاى خود را استوار مى سازد و... این امور در آسان كرده پذیرش حق ، نقش بسزایى دارند.
اما انسان دیندار در این عصر، از تمامى این دریافتهاى حسى به دور است و تنها بر اساس درك عقلى و تاریخى ، پیامبر(ص ) و امامان (ع ) را مى شناسد و به رسالت و امامت ایشان ایمان مى آورد.
پیامبر(ص ) مى فرماید:
(( ولكن اخوانى الذین ساتون من بعدكم ، یومنون بى و یحبونى و ینصرونى و یصدقونى ، و ما راونى .))
برادران من كسانى هستند كه پس از شما (اصحاب ) مى زیند. به من ایمان مى آورند و مرا دوست مى دارند و یارى مى رساند و به من ایمان مى آورند، در حالى كه مرا ندیده اند.
بى گمان ، دیندار بودن به روزگار غیب افزون ترى را مى طلبد، چرا كه ایمان به وجود پیامبر(ص ) و امامان معصوم (ع ) و غیبت مهدى (ع )، به نوبه خود، ایمان به غیب است و چونان ایمان به مبداء و معاد، نیازمند تعقل و تفكر است ؛ از این روى ، باور داشتن در این روزگار، بصیرت دینى بیشترى مى خواهد.
امام سجاد(ع ) مى فرماید:
(( ان اهل زمان غیبته ، القادلون بامامته ، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان ، لان الله تعالى ذكره اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ... اولئك المخلصون حقا.)
به درستى كه مردمان زمان غیب مهدى (ع ) كه امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان همه زمانها برترند؛ زیرا خدا چنان عقلها و فهمها و شناخت آنان را قوت بخشیده است كه غیبت نزد آنان همچون دیدن باشد...آنان به حق اخلاص ورزانند.
دیندارى در این روزگار، نیازمند بینشى است كه انسان دیندار در پرتو آن ، توان یابد تا در برابر تحریفها و مسخها و شبهه ها و تردیدها و تزلزلها و گریز و آویزها و سر كوفتها از درون و بیرون حوزه دین ، همچنان رویكرد دینى خود را نگاه دارد و با هیچ یك از این عوامل ، خلوص دینى و دیندارى را در فكر و عمل از دست ندهد. در حالى كه دیندارى در عصر پیامبر (ص )، با این گونه مسائل همراه نبوده است .
شكیبایى در دین : پیامبر(ص ) فرمود:
(( سیاتى قوم من بعدكم ، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منكم ، قالوا: یا رسول الله نحن كنا معك ببدر و احد و حنین ، و نزل فینا القران ، فقال : انكم لو تحملو الما حملو الم تصبروا صبرهم .))
به زودى پس از شما، كسانى مى آیند كه یك نفر آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد. گفتند: اى رسول خدا! ما در جنگ بدر واحد و حنین در ركاب شما جهاد كرده ایم و درباره ما آیه قرآن نازل شده است !
پیامبر فرمود: زیرا اگر آنچه از آزارهاى و رنجها كه بر آنان مى رسد بر شما آید، بسان آنان ، شكیبایى نخواهید داشت .
پایدارى بر دین ، در روزگار غیب ، به پذیرش سختیها و
ღஜ بیمها و محرومیتها و تنگناهاى مادى ، كه اجمالى از آن پیشتر یاد شد، خلاصه نمى شود، بلكه تحمل فشارهاى سخت روحى و معنوى نیز، بر آنها افزوده مى گردد و چنانچه دیندارى با صبر و شكیبى درست و آگاهانه تواءم نباشد، به تدریج ناامیدیها روى مى آورد و باور را از روح و فكر مى سترد. در نتیجه عینیت زندگى انسان دیندار، كه بیشترین مردمان آن روزگارند.
با توجه به نابسامانیهاى دینى و اجتماعى در روزگار غیبت ، مى توان فشارهاى روحى و یاءس آورى را كه ممكن است انسان دیندار را مورد هجوم قرار دهد، از دو ناحیه دانست :
1.از ناحیه مسخ فرهنگ دینى ، كه به وسیله متولیان دین و در قالب دین شناسیهاى نابخردانه و جاهلانه صورت مى گیرد و اصالت دیندارى را در جامعه از میان مى برد.
2. از ناحیه مدعیان دیندارى كه در انواع فسادها و تباهیها و ذلتها و ظلمها و دین فروشیها و... فرو افتاده اند و عزت و تعالى زندگى دینى را از میان برده اند.
بى تردید، مشاهده این گونه امور براى انسان دیندارى كه در هر
ღஜ شرایطى ، به سلامت دینى خود و جامعه و امت مى اندیشد، بسیار دردناك و رنج آور است . به امید روزى كه با ظهور مهدى (ع ) این درد و رنج نیز، پایان یابد.

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ