تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - انواع نشانه هاى ظهور مهدى (ع)

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

انواع نشانه هاى ظهور
همانگونه كه پیش از این اشاره كردیم ، نشانه هاى ظهور گوناگون اند: كلى ، جزئى ، خاص ، مجمل و كنایى ، مقید و مشروط به تحقق شرایط دیگر، منفصل و متصل ، عادى و غیر عادى .
بر شمردن همه این اقسام ، نه چندان مفید است و نه لازم ؛ چه آن كه بسیارى از آنها، نشانه هاى قطعى ظهور نیستند. افزون ، بر این ، از نظر سند و محتوا اشكال دارند و درستى و نادرستى آنها، خیلى روشن نیست . از این روى ، ما، به چند نوع از اقسام نشانه هاى ظهور كه مهم ترین آنها، به ویژه نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور مى پردازیم . و در پایان به اشكالها و شبهه هایى كه به نشانه هاى ظهور و پیش گویى آنها در روایات شده است ، پاسخ خواهیم گفت .
1- نشانه هاى حتمى
در میان نشانه ها شمارى از آنها به روشنى به عنوان : ((علائم حتمى ظهور))، یاد شده اند. منظور از نشانه هاى حتمى در مقابل غیر حتمى ، ظاهرا آن است كه تحقق پدیدار شدن آنها، بدون هیچ قید و شرطى ، قطعى و الزامى خواهد بود، به گونه اى كه تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدى (ع) ظاهر نخواهد شد. اگر كسى پیش از واقع شدن نشانه هاى حتمى ، ادعاى ظهور مهدى (ع) را بكند، ادعایى است نادرست .
در برابر اینها نشانه هاى غیر حتمى است ، یعنى مقید و مشروط به امورى هستند كه در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه ، پدید مى آیند. به عبارت دیگر، نشانه هاى غیر حتمى ، شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان (ع) ظهور كند. امامان معصوم (ع) به خاطر مصالحى ، از پدید آمدن آنها در دوره غیبت ، خبر داده اند.
گروهى ، نشانه هاى حتمى را نشانه هایى دانسته اند كه در آنها ((بداء)) حاصل نمى شود. بر خلاف نشانه هاى غیر حتمى كه ممكن است ((بداء)) حاصل شود و تغییر یابند و یا به كلى حذف شوند.
(( و لعل المراد بالمحتوم ما لا بد من و قوعه و لا یمكن ان یلحقه البداء.))
شاید منظور از حتمى آن باشد كه از پدید آمدن آن گریزى نیست و امكان ندارد كه ((بداء)) در مورد آن حاصل شود.
در روایتى ((محتوم )) در برابر ((موقوف )) به كار رفته است .
امام باقر(ع ) در تفسیر آیه شریفه :
(( ثم قضى اءجلا و اءجل مسمى عنده.))
مى فرماید:
(( انهما اءجلان ، اءجل محتوم و اءجل موقوف .
قال له حمران : مالمحتوم ؟
قال : الذى لا یكون غیره .
قال : و ما الموقوف ؟
قال : هو الذى لله فیه مشیة.))
آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف .
حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست ؟
فرمود: آن كه غیر از آن نمى بوده باشد؟
عرض كرد: موقوف چیست ؟
فرمود: آن (رخدادهایى است ) كه در آنها مشیتى از خداوند است . شاید پدید آیند و شاید نیایند).
از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون ، استفاده مى شود كه منظور از ((حتمى ))، یعنى قطعى و مسلم كه خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نكرده است .
البته باید توجه داشت كه حتمى و یا مسلم و قطعى بودن وقوع این نشانه ها، به این معنى نیست كه پدید نیامدن آنها محال است ، بلكه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها، پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده كند، قطعى خواهد بود.
براى روشن شدن این مطلب ، بایسته مى نماید شرح دهیم كه رخدادهایى كه از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:
1. برخى از امور مسلم ، به همان گونه كه خبر داده اند، پدید مى آیند و هیچ تغییرى در آنها داده نمى شود. این دسته از امور، حوادثى هستند كه شرایط اقتضاى آنها فراهم است و مانعى در كار نیست . چنین امورى را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلا بردارد، ولى چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم : ((عدالت )) ((حكمت )) و ((لطف )) خداوند ناسازگار است ، تغییر آنها از سوى خداوند، محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدى (ع) كه امكان ندارد تغییر كند، یا اصلا برداشته شود، چنانكه خداوند، توان به انجام ظلم را دارد، ولى انجام آنها بر وى محال است .
2. دسته اى از رخدادها، مانند حالت نخست ، امورى حتمى و قطعى هستند، ولى تبدیل و برداشتن آنها ناسازگارى با حكمت و عدالت خداوند ندارد. این امور، هر چند از جهت این كه اسباب و شرایط ایجاد آنها، وجود دارد و باز دارنده اى هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت ، حتمى هستند، ولى هیچ اشكالى ندارد كه اراده خداوند آنها را تغییر دهد، یا آن را بردارد. نشانه هاى حتمى ظهور، از این گونه اند یعنى از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان ، پیش بینى شده با نبودن باز دارنده بر سر راه پدید آمدن آن ، تحقق آن قطعى و الزامى خواهد بود. با این حال ، امكان دارد به اراده خداوند تغییر كنند و یا محقق نشوند، پس ‍ حتمى بودن ، به معناى آن نیست كه محال است رخ ندهند.
3.دسته اى از رخدادها، آنهایى هستند كه پدید آمدن آنها، در صورتى كه بازدارنده اى پیش نیاید و یا مقتضیات آنها موجود باشد، واقع خواهند شد. شمار زیادى از نشانه هاى ظهور كه در روایات ، پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت ، پیش بینى شده است و به عنوان نشانه هاى غیر حتمى شمرده مى شوند، از این گونه اند؛ از این روى امكان دارد، پدید نیایند.
بنابراین ، مى توان نتیجه گرفت كه نشانه هاى حتمى ، از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها، پدید خواهند آمد. ولى محال نیست كه خداوند آنها را تغییر دهد.
از آن جا كه در روایات فراوانى ، امامان (ع )، بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تاءكید كرده اند، مى توان گفت كه اراده خداوند، بر پدید آمدن آنهاست .
این نشانه هاى حتمى به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است . در شمارى از اخبار، نشانه هاى حتمى ظهور، پنج عدد شده اند.
عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع) شده اند.
عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع) شنیدم كه فرمود:
(( لا یخرج المهدى حتى تطلع مع الشمس آیة.))
در این روایت ، گرچه تعبیر ((حتمى )) به كار نرفته ، ولى از سیاق آن پیداست كه تا چنین نشانه اى با خورشید ظاهر نشود، حضرت مهدى (عج ) ظهور نخواهد كرد.
در میان نشانه هایى كه بدانها اشاره كردیم ، حتمى بودن نشانه هاى پنجگانه : خروج سفیانى ، خروج یمانى ، صیحه آسمانى ، قتل نفس زكیه و خسف در بیداء روشن است ، زیرا از روایات فراوانى كه در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمى بودن آنها استفاده مى شود.
نعمانى مى نویسد:
(( ...ثم حققوا كون العلامات الخمس التى اعظم الدلائل و البراهین على ظهور الحق بعدها، كما بطلوا امر التوقیت .))
سپس نشانه هاى پنجگانه را كه بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشكار شدن حق است ، ثابت كرده اند همانگونه كه مساءله مشخص كردن زمان معین را براى ظهور، باطل كرده اند.
نعمانى ، در این سخن ، ضمن آن كه بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاكید مى ورزد، آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه هاى ظهور نیز مى داند.
ولى حتمى بودن سایر نشانه ها مورد اشكال است ؛ زیرا نشانه هایى همچون طلوع خورشید از مغرب ، نداء و اختلاف بین حاكمان بنى عباس ، از روایاتى مانند روایت ابى حمزه استفاده مى شوند كه مرسله است و نمى توان بر آن اعتماد كرد. افزون بر این ، چنانكه خواهیم گفت ، احتمال مى رود منظور از ((نداء))، همان صیحه آسمانى باشد كه از نشانه هاى پنجگانه بود و ((طلوع خورشید از مغرب )) نیز، گذشته از ضعف سند آن ، بر ظهور خود حضرت مهدى (ع ) تطبیق شده است . از آن جا كه این نشانه ها در برخى روایات در ردیف ((و خروج القائم من المحتوم )) آمده این احتمال وجود دارد كه از نشانه هاى حتمى بر پایى قیامت ، باشند نه نشانه هاى ظهور.
همچنین روایت ((ظاهر شدن دستى با خورشید)) اولا، زیادبن مروان در سند روایت توثیق نشده ، ثانیا، در برخى از نسخه ها، به جاى ((كف یطلع من السماء))، ((كسف یطلع من السماء)) است ؛ از این روى ، احتمال دارد، مراد پدید آمدن كسوف باشد.
((ظاهر شدن نشانه اى با خورشید))، كه به عنوان نشانه حتمى ذكر شده ، سخن معصوم (ع) نیست ، سخن ابن عباس است .
غیر از این مواردى كه یاد كردیم ، موارد دیگرى نیز در كتابهاى روایى ، به عنوان نشانه هاى حتمى آمده ، ولى با توجه به اسناد ضعیف آنها، نمى توان به حتمى بودن آنها، بلكه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس ، شیخ مفید، اصل تقسیم نشانه ها به حتمى و غیر حتمى را امرى مسلم دانسته ، ولى بر این باور است كه حتمى بودن همه آنها روشن نیست .بنابراین ظاهرا علائم حتمى ظهور همان پنج تا است كه در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.
2- نشانه هاى متصل به ظهور
برابر روایات ، شمارى از علائم ظهور، متصل به ظهور خواهند بود، به گونه اى كه بین آنها و ظهور فاصله زیادى نباشد. البته این كه فاصله آن نشانه ها، تا ظهور چه مدت و یا چند روز است . به راستى روشن نیست . ولى قدر مسلم آن است كه فاصله زیاد نیست و احتمالا، مجموعه نشانه هاى متصل به ظهور، در همان سال ظهور، یا سال پیش از آن رخ مى دهند. از پدیدار شدن نخستین نشانه متصل ، تا ظهور مهدى نشانه ها همچون حلقه هاى زنجیر بدون فاصله پى در پى پدید مى آیند، چنانكه در روایتى ، محمد بن صامت از امام صادق (ع )، پس از آن كه برخى نشانه ها را امام (ع) بیان كرده بود، پرسید: فدایت شوم مى ترسم این امر (تحقق نشانه هاى ظهور مهدى ) به طول انجامید؟
امام (ع) فرمود:
(( لا، انما(هو) كنظام الخرز یتبع بعضه بعضا .))
نه محققا، همچون مهره هاى تسبیح ، یكى پس از دیگر مى آید.
حتى در مورد برخى از نشانه هاى متصل به ظهور، مقدار فاصله آن با ظهور نیز، بیان شده است . امام باقر(ع ) درباره قتل نفس زكیه ، فرمود:
(( لیس بین قیام القائم (ع ) و قتل النفس الزكیة اكثر من خمس عشرة لیلة .))
فاصله میان كشته شدن نفس زكیه و قیام قائم بیش از 15 شب نیست .
خروج سفیانى و یمانى نیز، برابر آنچه از روایات استفاده مى شود. در یك محدوده زمانى در آستانه ظهور صورت مى گیرد و فاصله آن تا قیام قائم (ع )، از پانزده ماه ، بیشتر نخواهد بود. در روایات ، فاصله یك سال ، 9ماه و هشتم ماه هم گفته شده است .
بر این اساس ، تردیدى نیست كه شمارى از نشانه هاى ظهور، كه بیشتر نشانه هاى حتمى نیز هستند، نزدیك ظهور و متصل به آن واقع مى شوند.
در برابر، نشانه هاى فراوانى وجود دارند كه از پیدایش آنها در عصر غیبت خبر داده شده ، ولى پیوستگى به ظهور معلوم نیست . چه بسا، با فاصله زیاد، از ظهور مهدى (ع ) واقع شوند. چنانكه شمارى از نشانه ها، همچون از هم گسستن بنى امیه و بنى عباس ، خروج ابومسلم خراسانى ، اختلاف بین مسلمانان و بین بنى عباس و اشغال منطقه جزیره ، توسط تركها و بسته شدن پل بر روى دجله و...بر فرض نشانه بودن آنها، سالها، بلكه قرنهاست كه از وقوع آنها مى گذرد.
3. نشانه هاى غیرعادى
تحقق نشانه هاى ظهور، همچون واقع شدن سایر پدیده ها، به روال طبیعى و عادى است ، ولى پیش گویى برخى از آنها، به گونه اى در اخبار بازتاب یافته ، كه به نظر میرسد، واقع شدن آنها به طور عادى ، غیر ممكن مى نماید و تحقق آنها، به صورت غیرطبیعى و در چهار چوب معجزه خواهد بود. مثلا، ((طلوع خورشید از مغرب ))، ((ظاهر شدن دست و یا نشانه اى با خورشید در آسمان )) ((صیحه آسمانى )) و...اگر همان معناى ظاهرى آنها مراد باشد، باید به گونه معجزه رخ دهند، زیرا پدیدار شدن چنین امورى ، عادتا ممكن نیست . البته شاید برخى از این نشانه ها معناى كنایى و رمزى داشته باشند و اشاره به رخدادهایى كه پیدایش آنها، عادتا، امكان دارد. و برخى از آنها نشانه نباشند و در درستى آنها تردید باشد كه در جاى خود به آنها اشاره خواهیم كرد. با این حال ، بخشى از نشانه هاى ظهور و یا دست كم ، شمار اندكى از آنها، به گونه معجزه رخ خواهند داد.
اكنون ، باید دید آیا تحقق هر امرى غیر عادى ، مى تواند معجزه باشد؟
آیا هر حادثه اى كه ظاهرا ممكن نیست ، حتما معجزه است ؟ فرقى نمى كند بین نوع حوادث ؟
از باب نمونه ، از خروج دجال و صیحه آسمانى به گونه اى خبر داده شده كه در ظاهر تحقق آنها، ممكن نیست . آیا مى توان پدیدار شدن این گونه نشانه ها را معجزه دانست ؟
یا این كه فرق است بین حوادث مثبت و منفى و فرق است بین امورى كه در جهت باطل و تاءیید آن صورت مى گیرد و امورى كه براى اثبات حقانیت حق و اقامه حجت بر آن واقع مى شوند؟
معجزه چهار چوب خاصى دارد. تحقق هر امرى را صرفا غیر عادى باشد، نمى توان معجزه دانست ؛ زیرا معجزه ، با انگیزه هاى صحیح و الهى و در شرایط خاص صورت مى گیرد و بر این اساس ، تنها نشانه هایى كه در راستاى تقویت حق و تاءیید ظهور و قیام مهدى علیه السلام باشد و تحقق آنها به صورت عادى ممكن نباشد، معجزه خواهند بود، نه هر حادثه غیر عادى ، تا چه رسد به حوادثى كه سبب تقویت باطل شود.
قانون معجزه
معجزه قانون خاص خویش را دارد. تمام معجزه هایى كه به دست پیامبران الهى واقع شده اند، در محدوده همین قانون صورت پذیرفته اند. سنت الهى ، بر این جارى است كه حتما باید معجزه در مسیر اقامه برهان و تایید حق باشد و این ، در هر زمان و به دست هر فردى باشد فرق نمى كند، چه از ناحیه فردى كه نماینده حق است صورت گیرد و چه از جانب فردى كه طرفدار باطل ، بدین معنى كه به دست نماینده باطل ، معجزه اى رخ دهد، تا بطلان ادعا و دروغگویى را آشكار سازد. بر اساس ‍ این تحقق هر امرى و هر حادثه اى ، به صورت غیر عادى ، تنها وقتى معجزه است كه در مسیر اقامه دلیل براى حق و تاءیید آن باشد. البته این كه معجزه اى به دست نماینده باطل ، اتفاق افتد، بسیار كم است ، ولى در هر صورت اگر در مسیر حق و براى تقویت آن باشد، مانعى ندارد.
و آنچه خارج از این چارچوب باشد، معجزه نیست ، چه توسط فردى خوب و حامى حق واقع شود و چه توسط نماینده باطل و طاغوت ؛ زیرا صدور معجزه اى كه بخواهد به تقویت باطل و تشویق مسیر انحراف و خط شیطانى منجر شود، محال خواهد بود. خداوند حكیمى كه همه را به سوى حق مى خواند، محال است امرى را حادث كند كه سبب گمراهى و انحراف مردم از حق شود:
((هرگاه ظاهر روایتى ، حاكى از آن باشد كه نشانه ها به صورت معجزه روى خواهند داد، ناچاریم آنها را توجیه كنیم و در صورت امكان ، حمل بر معناى كنایى و رمزى آن كنیم ؛ زیرا این كار بهتر است ، از این كه تمام و یا قسمتى از این روایت را به دور افكنیم و تكذیب كنیم . از این گذشته ، اسلوب شمارى از این اخبار، به گونه اى است كه از آنها تحقق معجزه به گونه مستقیم فهمیده نمى شود، هر چند ظاهر آنها، بیانگر وقوع آن حوادث ، به گونه معجزه باشد و به ذهن شنونده ، در ابتدا، چنین معنایى خطور كند.
بنابراین ، اگر نپذیرفتیم كه تحقق برخى از نشانه هاى ظهور، به گونه معجزه خواهد بود، چنانكه ظاهر روایات نشان مى دهد، باید رد محدوده تقویت حق و اقامه برهان بر آن و در چهارچوب قانون معجزه پدید آیند. با توجه به این كه حركت دجال ، در جهت فریب و انحراف مردم و باز داشتن آنان از مسیر حق است و به صورت طاغوتى در برابر مهدى علیه السلام مى ایستد، نمى تواند معجزه باشد. اگر درستى روایات آن پذیرفته شود، باید به گونه اى توجیه كرد.
شمارى از نشانه هاى حتمى و غیر حتمى : 1. خروج سفیانى
اینك ، شمارى از نشانه هاى را به بوته بررسى مى نهیم : نشانه هاى حتمى و غیر حتمى .
خروج سفیانى
پیش از قیام قائم علیه السلام ، مردى از نسل ابوسفیان ، در منطقه شام ، خروج مى كند و با تظاهر به دیندارى ، گروه زیادى از مسلمانان را مى فریبد و به گرد خود، مى آورد و بخش گسترده اى از سرزمینهاى اسلام را به تصرف خویش در مى آورد و بر مناطق پنجگانه : شام ، حمص ، فلسطین ، اردن ، قنسرین و منطقه عراق ، سیطره مى یابد و در كوفه و نجف ، به قتل عام شیعیان مى پردازد. و براى كشتن و یافتن آنها جایزه تعیین مى كند.
سفیانى ، با این كه از خبیث ترین و پلیدترین مردمان است ، ولى همواره ذكر یارب یارب بر زبانش جارى است.
حكومت دودمان بنى عباس به دست وى از هم گسسته مى شود.
وى ، آن گاه كه از ظهور مهدى علیه السلام با خبر مى گردد و با سپاهى عظیم به جنگ وى مى رود و در منطقه بیداء بین مكه و مدینه ، با سپاه امام علیه السلام برخورد مى كند و به امر خدا، همه لشكریان وى ، به جز چند نفر، در زمین فرو مى روند و هلاك مى شوند.
این خلاصه از ویژگیهاى سفیانى است كه در منابع دینى و كتابهاى معتبر به عنوان نشانه ظهور آمده است : غیبت شیخ طوسى و نعمانى ، ارشاد شیخ مفید، كمال الدین صدوق و... روایات مربوط به خروج سفیانى ، به اندازه اى است كه برخى آنها را متواتر و براى اثبات سفیانى ، كافى دانسته. بنابراین ، اصل خروج سفیانى ، صرف نظر از ویژگیها و قضایاى جزئى امرى مسلم است . پیش از این گفتیم كه خروج سفیانى ، از نشانه هاى حتمى ظهور است . ولى این كه سفیانى كیست و چه ویژگیهایى دارد و چگونه شورش مى كند و... چندان روشن نیست . از برخى روایات ، استفاده مى شود كه نام وى عثمان بن عسبة است و از خاندان ابوسفیان ، كه در دوره غیبت خروج مى كند. این احتمال درست نیست ، زیرا، سند این روایات ضعیف است . در منابع شیعه ، گویا فقط دو روایت در این مورد وجود دارد كه در سند یكى ، محمد بن على الكوفى قرار دارد كه توثق نشده و روایت دوم هم ، مرسله است .
افزون بر این در برخى از روایات ، از امام علیه السلام در مورد نام سفیانى پرسیده شده و آن حضرت ، از بیان آن خوددارى كرده اند. حال آن كه اگر نام وى مشخص بود، دلیلى نداشت كه از بردن نام وى ، خوددارى كند. به نظر مى رسد، سفیانى فرد مشخصى نیست ، بلكه فردى است با ویژگیهاى ابوسفیان ، كه در آستانه ظهور مهدى عج بر طرفداران از باطل ، خروج مى كند و مسلمانان را به انحراف مى كشاند.
در حقیقت ، ابوسفیان ، به عنوان سر سلسله سفیانیان ، سمبل پلیدى است . او غارتگرى بود كه بار رباخوارى و زور گویى و چپاول اموال مردم ، ثروتهاى هنگفتى به چنگ آورده بود و از راه فریب و تحمیق توده هاى ستم كشیده و ترویج خرافات و دامن زدن به نظام طبقاتى جاهلى ، قدرت فراوانى به دست آورده بود.
ابوسفیان ، به عنوان سردمدار شرك و بت پرستى و سرمایه دارى طاغوتى ، هر نوع حركت و جنبشى را كه دم از عدالت ، برادرى ، آزادى مى زد دشمن شماره یك خود مى دانست و با قدرت تمام در برابر آن به مبارزه بر مى خاست .
سفیانى ، فردى است با این ویژگیها كه در برابر انقلاب بزرگ و جهانى حضرت مهدى علیه السلام خروج مى كند و تلاشهاى فراوانى براى رودرویى با آن به عمل مى آورد.
بر این اساس ، در حقیقت سفیانى یك جریان است ، نه یك شخص . نهضت پیامبران و اولیاى الهى همواره با واكنش منفى و مخالفتها و كارشكنیهاى سران شرك و نفاق بوده است . و در برابر هر مصلحى ، فرد یا افرادى ، با ویژگیهاى سفیانى ایستاده اند.
امام سجاد مى فرماید:
(( ان امر القائم حتم من الله و امر السفیانى حتم من الله و لا یكون قائم الا بسفیانى .))
ظهور قائم علیه السلام ، از ناحیه خداوند قطعى و خروج سفیانى نیز، از جانب خداوند قطعى است . در برابر هر قیام كننده و مصلحى ، یك سفیانى وجود دارد.
سخن امام ، بیانگر آن است كه سفیانى ، جنبه شخصى ندارد. بنابراین ، هر كه در برابر حق خروج كند و داراى ویژگیهاى ابوسفیان باشد، سفیانى است . اكنون براى زدودن هر گونه ابهام و شبهه اى یاد آورى چند نكته را لازم مى دانیم :
الف . امكان دارد گفته شود، لازمه این سخن آن است كه در زمانهاى مختلف و یا حتى در یك زمان ، سفیانیهاى فراوانى وجود داشته باشند و حال آن كه ظاهر روایات ، نشان مى دهد كه فردى كه به عنوان سفیانى در آستانه ظهور، خروج مى كند، یك فرد بیشتر نیست ؟
پاسخ : اشكالى ندارد كه در بستر تاریخ سفیانیهاى متعدد باشند، چنانكه فرا خوانندگان به حق و مصلحان بسیارند. ولى سفیانى اصلى ، كه سرآمد همه سفیانیهاست در خباثت و شیطنت ، در آستانه ظهور مهدى علیه السلام خروج مى كند و سرانجام او نیز، همچون همه سفیانیهاى تاریخ ، در برابر انقلاب جهانى آن حضرت به زانو در خواهد آمد.
ب . برابر برخى روایات ، سفیانى ، از نسل ابوسفیان است و حال آن كه بر اساس این نظریه ، چنین تقیدى نیست هر كسى با این ویژگیها باشد، سفیانى است ؟
پاسخ : اولا، مراد روایات این نیست . احتمال مى رود، منظور این باشد كه سفیانى از نظر ویژگیها و خصلتهاى استكبار و ضد انسانى ، بسان ابوسفیان است ، نه این كه از نسل وى باشد.
ثانیا، بر فرض كه وى از نسل ابوسفیان هم باشد، هیچ اشكالى ندارد كه آخرین حلقه از جریان باطل ، شرك و نفاق ، افزون بر ویژگیهاى صنفى ، از نظر شخصى نیز از تبار ابوسفیان باشد، تا ترسیم این دو جریان عینى تر و ملموس تر و نمودى از دشمنى خاندان ابوسفیان با خاندان پیامبر صلى الله علیه واله باشد.
خاندان ابوسفیان ، با خاندان پیامبر و امیرالمؤ منین علیه السلام دو قطب متضاد حق و باطل بوده اند و دشمنى سفیانى با حضرت مهدى علیه السلام شاید استمرار همین جریان باشد.
امام صادق در این باره مى فرماید:
(( انا و آل ابى سفیان بیتین ، تعادینا فى الله ، قلنا، صدق الله ، و قالوا كذب الله ، قاتل ابوسفیان رسول الله (ص ) و قاتل معاویه على بن ابى طالب (ع ) و قاتل یزید بن معاویه الحسین بن على (ع )، والسفیانى یقاتل القائم (ع ). ))
ما و خاندان ابوسفیان ، دو خاندانى هستیم كه بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم . ما سخن خداوند را تصدیق كردیم و آنان تكذیب كردند. ابوسفیان ، با پیامبر(ص) مبارزه كرد و معاویه با على (ع ) و یزید با حسین بن على (ع) به مخالفت برخاستند و سفیانى نیز، با قائم (ع) خواهد جنگید.
بنابراین ، سفیانى جریان باطل در بستر تاریخ است و رو در رویى بین حق و باطل ، در این دو خانواده ، نمونه بارزى از جریان این دو خط است . بنابراین ، بر فرض كه سفیانى را از نسل ابوسفیان هم بدانیم ، اشكالى به وجود نمى آید و آخرین مهره این زنجیره ، همان سفیانى است كه در آستانه ظهور قائم (ع) خروج مى كند.
این كه همزمان با خروج سفیانى از منطقه شام ، یمانى و خراسانى ، به طرفدارى از حق در ناحیه خراسان و یمن ، قیام مى كنند نیز، موید این نظر مى تواند باشد.
ح . در برخى روایات ، از مساله جنگ سفیانى با حاكمان بنى عباس ‍ فروپاشى حكومت عباسیان به دست وى سخن به میان آمده است و این با خروج وى ، در آستانه ظهور و جنگ وى با حضرت مهدى (ع) كه در روایات بسیارى به آن تصریح شده ، منافات دارد.
برخى به توجیه و تاءویل این روایات پرداخته و احتمالاتى همچون : روى كار آمدن دوباره بنى عباس در آستانه ظهور و مانند آن را مطرح كرده اند آنچه مسلم است ، مراد از ((بنى عباس )) در این روایات حكومت بنى عباس در سده هاى نخستین نمى تواند باشد؛ زیرا خروج سفیانى از نشانه هاى متصل به ظهور است و شورش وى ، به دست حضرت مهدى سركوب مى گردد و حال آن كه از فروپاشى خلافت عباسى در سال 656 ه - .ق . اكنون قرنها مى گذرد.
در مورد روى كار آمدن مجدد حاكمان بنى عباس و تجدید دولت آنان در آستانه ظهور، هر چند ظاهر برخى از روایات ، حاكى از آن است ، با این حال ، اطمینان به این كه پس از قرنها دوباره حاكمیت بنى عباس باز گردد، مشكل است و نمى توان به استناد چنین روایتى به آن ملتزم شد، زیرا، ((سند روایت ضعیف و مخالف ظاهر روایات دیگر است .بنابراین ، ارتباط خروج سفیانى با خلافت بنى عباس ، مشكل است ، به ویژه اگر مراد از سفیانى را چنانكه گفتیم ، معناى كنایى و رمزى بدانیم . در این صورت ، مخالفت وى با بنى عباس و از هم گسستن آنان نیز معنایى كنایى خواهد داشت .
ممكن است بگوییم سفیانى به جنگ ، دودمانى پرسابقه و مسلط بر كشورهاى اسلامى و داراى ویژگیهایى همچون ویژگیهاى حاكمان بنى عباس ، مستبد و خشن و مردم فریب و... مى رود و با غلبه بر آن ، بر ممالك شام و عراق مسلط مى گردد. بر این اساس ، نه مراد از سفیانى شخص ‍ خاصى است و نه مراد از بنى عباس ، همان حاكمان عباسى در سده هاى گذشته .

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ