تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - نشانه هاى ظهور : 6. خروج دجال

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

نشانه هاى حتمى و غیر حتمى ظهور : 6. خروج دجال
این نشانه ، در كتابهاى اهل سنت ، از نشانه بر پایى قیامت دانسته شده است ، ولى ، در منابع روایى شیعه ، از نشانه هاى ظهور. برابر آنچه پیش از این یادآور شدیم ، هیچ اشكالى ندارد كه رخدادهایى چون خروج دجال هم ، نشانه ظهور باشند و هم نشانه قیامت ، بدین معنى كه این رخداد پیش از ظهور و در دوره غیبت واقع گردد. به هر حال بر اساس ‍ آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است كه در آخر الزمان و پیش از قیام مهدى (ع ) خروج مى كند و غیر عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگیز
جمع زیادى از مردم را مى فریبد و سر انجام به دست عیسى مسیح (ع) در
كنار دروازه ((لد)) در منطقه شام ، به هلاكت مى رسد.
آیا دجال داراى ویژگیها و صفات غیر عادى است ؟ آیا دجال شخص ‍ است ، یا جریان الحادى ؟
بر فرض كه دجال ، داراى چنان ویژگیهایى باشد، تحقق آن را چگونه مى توان تصور كرد: معجزه یا غیر معجزه ؟ اینها، پرسشهایى است كه در این بخش به بررسى آن مى پردازیم .
در مورد اصل دجال ، صرف نظر از ویژگیهاى او، چند احتمال وجود دارد:
الف . دجال ، نام شخص معینى نیست . هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حیله گرى و نیرنگ ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است ، بر این اساس ((دجال ))ها خواهند بود. این كه در روایات از ((دجال ))هاى فراوان سخن به میان آمده این احتمال را تقویت مى كند.
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
(( لاتقوم الساعه حتى یخرج المهدى من ولدى ، و لایخرج المهدى حتى یخرج ستون كذابا كلهم یقول :((انا نبى ))
قیامت ، بر پا نمى شود، تا وقتى كه مهدى (ع ) از فرزندانم قیام كند و مهدى (ع ) قیام نمى كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگوید: من پیامبرم .
((دجال ))، از ریشه ((دجل )) به معناى دروغگوى حیله گر است . در روایات ، از این ((دجال ))ها و دروغگویان فراوان نام برده شده است . در برخى ، دوازده و در برخى سى ، شصت و هفتاد دجال آمده است . از میان این ((دجال ))ها، فردى كه در دروغگویى و حیله گرى و مردم فریبى سر آمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است ، نشانه ظهور مهدى (ع) و یا بر پائى قیامت است . بر این اساس ، باید گفت : ما دو نوع داریم : یكى همان دجال حقیقى و واقعى است كه پس از همه ((دجال ))ها مى آید و دیگرى گروهى شیاد و دروغگویند كه دست به فریبكارى و تحمیق و گمراهى مردم مى زنند.
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
(( یكون قبل خروج الدجال نیف على سبعین دجالا ))
پیش از خروج دجال ، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد كرد.
یا مى فرماید:
(( ان بین یدى الساعه الدجال و بین ید الدجال كذابون ثلاثون او اكثر))
پیشاپیش برپایى قیامت ، خروج دجال است و پیش از دجال ، سى دروغگو، یابیشتر، خواهند بود.
یا مى فرماید:
(( تكون امام الدجال ستون خداعه ...
پیش از خروج دجال ، شصت نیرنگ خواهد بود.
با توجه به معناى لغوى دجال و نیز فراوانى آنان در روایات ، فرد خاصى منظور نیست ، بلكه هر آدم حقه باز دروغگویى كه با فریفتن مردم ، به فتنه انگیزى بپردازد، دجال است ، منتهى ممكن است یكى از آنان كه تبلور این صفات در وى ، از همه بیشتر است ، نشانه ظهور باشد.
در حقیقت داستان دجال ، بیانگر این واقعیت است كه در آستانه هر انقلابى ، افراد فریبكار و منافق ، كه معتقد به نظامهاى پوشالى گذشته و پاسدار سنتهاى و ضدارزشهایند، براى نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلى گذشته ، همه تلاش خود را به كار مى گیرند و با سوء استفاده از زمینه هاى فكرى و اجتماعى و احساسات مردم ، دست به تزویر و حیله گرى مى زنند، تا مردم را نسبت به اصالت و تحقق انقلاب و استوارى رهبران آن ، دلسرد و دو دل كنند و در نهایت با شیطنت ، آنان را به كژ راهه برند.
پس ، حركت مزورانه ((دجال ))ها، همواره بزرگترین خطرى است كه به ثمر رسیدن انقلاب را تهدید مى كند و تنها هوشیارى مردم و شناخت به موقع است كه مى تواند توطئه ها را خنثى كند.
در انقلاب جهانى حضرت مهدى (ع)، نیز، چنین خطرى پیش بینى شده است . چون انقلاب مهدى (ع)، از همه انقلابهاى تاریخ بزرگ تر و گسترده تر است ، خطر فریبكاران دجال صفت نیز، به مراتب بیشتر و گسترده تر است . در آستانه ظهور مهدى (ع) و انقلاب بزرگ ، آنان همه تلاش خویش را به كار خواهند گرفت كه مردم را بفریبند و آنان را نسبت به نتیجه آن دلسرد و ناامید سازند و بالاخره ، از پیروزى حتمى آن جلوگیرى كنند.
امامان (ع)، از پیش ، این خطر را گوشزد كرده اند و پیدایش حركتهاى انحرافى را پیش بینى كرده اند، تا مردم با هوشیارى كامل ، به استقبال چنین حوادثى بروند و در دام شیادان گرفتار نشوند. این كه در روایت تاءكید شده است : ((هر پیامبرى ، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته )) به خوبى نشان مى هد كه در برابر نهضت همه انبیا، ((دجال ))هایى خروج كرده اند و گاهى تا سر حد انحراف امتهاى آنان و تنها گذاشتن پیام آوران آسمانى ، پیش رفته اند، ولى در نهایت ، به خاك مذلت افتاده اند و با رسوایى تمام ، شكست خورده اند.
ب . احتمال دوم آن است كه فردى معین و مشخص ، به عنوان ((دجال )) در دوره غیبت ، با همان ویژگیهایى كه براى وى بیان شده ، خروج مى كند و مردم را به انحراف مى كشاند.
ظاهر بسیارى از روایات ، بیانگر این احتمال است ، ولى تقریبا هیچ كدام از این روایات ، سند معتبرى كه بشود بر آن اعتماد كرد، ندارند. مستند این نشانه ، در منابع شیعه ، دو روایت است كه شیخ صدوق ، آنها را در ((كمال الدین )) آورده است و سند هر دوى آنها ضعیف است و در محتواى آنها نیز ناهماهنگى و ضعفهاى فراوانى دیده مى شود، چنانكه شیخ صدوق ، بدان اشاره كرده است .
با توجه به روایات زیاد در منابع عامه ، اصل قضیه دجال ، بعید نیست صحیح باشد، ولى تعریف و توضیحاتى كه درباره اش گفته اند، نمى تواند درست باشد؛ زیرا خروج دجال ، با او اوصافى كه بدانها اشاره كردیم ، به صورت طبیعى ، تقریبا، غیر ممكن است و بیشتر، به افسانه شباهت دارد، تا واقعیت و به صورت معجزه نیز، با توجه به توضیحى كه پیش از این ، در مورد قانون معجزه آوردیم ، نمى تواند واقع شود، زیرا معجزه بودن چنین پدیده هایى مستقیما، در جهت تقویت و تاءیید باطل است و موجب انحراف بیشتر مردم مى گردد، مگر این كه بگوییم صدور معجزه از دجال ، به رسوایى وى منجر مى شود كه بعید است .
نكته در خور یادآورى این كه : اصل داستان ((دجال ))، در كتابهاى مقدس مسیحیان آمده است . در انجیل ، واژه ((دجال )) بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسیح باشند، و یا ((پدر و پسر را)) انكار كنند، به عنوان دجال یاد شده است :
((دروغگو كیست ؟ جز آن كه مسیح بودن عیسى را انكار كند. آن دجال است كه پسر و پدر را انكار كند.))
كلمه دجال ، در كتابهاى مقدس و منابع دینى مسیحیان ، به زبان انگلیسى انتى كریست (chris Anti) آمده است ، یعنى دروغگو و حیله گر.
بنابراین ، خروج دجال ، به این گونه كه بیان كردیم ، مشكل است ، مگر این كه بگوییم ، خروج دجال ، كنایه است .
ج . این احتمال نیز وجود دارد كه مراد از ((دجال ))، همان سفیانى باشد كه در كتابهاى عامه ، بیشتر به عنوان ((دجال )) و در كتابهاى خاصه به عنوان ((سفیانى )) آمده است.
گرچه از بعضى جهات ، خروج دجال و سفیانى ، یكسانند و هر دو دعوت به باطل مى كنند و با توسل به حیله گرى و تزویر، مردم را مى فریبند، به مبارزه با جناح حق بر مى خیزند و سرانجام به هلاكت مى رسند و... ولى با دقت در روایات خروج سفیانى و روایات مربوط به خروج دجال ))، در مى یابیم كه بین این دو فرقهاى زیادى وجود دارد و اگر اصل خروج دجال را امرى مسلم بدانیم ، ناچار باید فردى غیر از سفیانى باشد. مثلا، دجال ، ادعاى ربوبیت مى كند و كافر است ، ولى دلیلى بر كفر سفیانى نداریم . فقط در روایتى اشاره شده كه وى ، صلیبى بر گردن دارد كه اگر درست باشد، مسیحى است ، ولى روایت از معصوم ع نیست و ارزشى ندارد.
افزون بر این ، در روایات آمده كه سفیانى ریاكارانه تظاهر به دیندارى و تقدس مى كند و مدام ذكر ((یا رب یا رب )) بر زبان وى جارى است .
خروج سفیانى ، همزمان است با قیام سردارانى از خراسان و یمن و مصر كه به حق و عدالت فرا مى خوانند و زمینه را براى انقلاب بزرگ مهدى ، مهیا مى سازند.
خروج سفیانى ، منطقه نسبتا محدودى را فرا مى گیرد، در حالى كه دجال ، به جز مكه و مدینه ، به همه جاى زمین مى رود و فتنه وى ، همه جا را مى گیرد. در شكل و قیافه هم ، با یكدیگر، فرق دارند. پس دجال نمى تواند، همان سفیانى باشد.
ه . دجال ، كنایه از كفر جهانى و سیطره فرهنگ مادى بر همه جهان است .
استكبار، با ظاهرى فریبنده ، مردم را، بویژه مسلمانان را مى فریبد و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظیمى كه در اختیار دارد، آنان را به شدت مرعوب خویش مى سازد، به گونه اى كه مسلمانان احساس خودباختگى مى كنند. قدرت مادى استكبار، بیش از آنچه كه هست در نظر آنان بزرگ جلوه مى كند، تا آن جا كه مى پندارند آب و نان آنها به دست اوست .
پیامبران امتهاى خویش را از فتنه دجال بیم داده اند، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاكمیت طاغوت و استكبار جهانى برحذر داشته اند:
(( ما بعث الله نبیا الا و قد اءنذر قومه الدجال ...))
پس بعید نیست كه منظور از دجال ، با آن شرایط و اوصاف ، قدرتهاى بزرگ و اهریمنى باشند.
برخى از اهل نظر، این احتمال را تقویت كرده اند و همه ویژگیهایى كه براى دجال بیان شده با ویژگیهاى استكبار برابر دانسته اند. مثلا در اوصاف دجال گفته شده : ((كوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد)) كنایه از امكانات عظیم و گسترده اى است كه استكبار در اختیار دارد.
گفته شده : دجال ، به همه جاى زمین سفر مى كند و... مى تواند اشاره به ابزار و وسایل پیچیده تبلیغاتى و مخابراتى و تجهیزات مدرن مبادله پیام ماهواره اى و نیز استفاده از ابزار پیشرفته حمل و نقل و هواپیماهاى مافوق صوت براى مسافرت از جایى ، به جاى دیگر باشد.
سیطره استكبار جهانى بر جهان سوم ، در واقع ، با استفاده از شگرد ویژه است : طرفدارى از حقوق بشر، صلح ، امنیت ، كمكهاى بشر دوستانه و....
استكبار، به معناى واقعى ، دجال ( فریب کار ) است . استكبار خود را قیم ملتها مى داند و با تكیه به ثروت انبوه و قدرت عظیمى كه در اختیار دارد، در همه جاى زمین دخالت مى كند و همه را به زیر سلطه خویش مى آورد.

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ