تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - حماسه عاشورا و شهادت حضرت امام حسین علیه السلام

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

دهم محرم ، شهادت حضرت امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش
دل به مهر آل احمد منجلى داریم ما
والى ملك ولایت را ولى داریم ما
اینهمه نعمت كه مى بینى به ما بخشیده اند
از یم جود حسین ابن على علیه السلام داریم ما
حماسه عاشورا
در چشم انداز سرخ و خط خونین شهادت ، محرم جلوه اى دیگر دارد و جلائى نو!
و در آسمان پر ستاره ایثار و جهاد، عاشورا چونان كوكبى خونین درخششى ویژه دارد.
آرى ... آنك خداى خواست كه خون را به قیام بیند و رایت سرخ حقیقت و راستى را به تماشا ایستد، خو اى ، ذلت باطل و پلیدى را به نظاره بنشیند.
آنك ... مشیت رب الارباب بر این شد كه رزمى سرخین بر پا شود، نور و ظلمت در مصاف شوند و حق و باطل به پیكار بر خیزند تا حماسه اى پرشكوه تحقق یابد و آوازه اش در همیشه تاریخ بماند.
61 سال از هجرت پیامبر(ص ) مى گذرد، و اینك حسین (ص )، هم او كه در مهبط وحى جبرائیل و در دامن پاك پیامبر، پرورش یافته است ، پرچم امامت را در راستاى رسالت ابراهیم خلیل الله علیه السلام و محمد رسول الله (ص ) بر دوش ‍ گرفته است تا كاروان بشریت را تا دروازه هاى نور، راه بنماید و كشتى نجات انسان را در شط سرخ شهادت ، به پیش راند.
در سویى سپاهیان جبهه نور و منادیان حق و راستى قامت كشیده اند و در دیگر سوى لشكریان شب و آواز گران سیاهى و پلیدى به صف شده اند و خورشید عاشورا نظاره گر این پیكار خونین و نبرد سرخ !
خورشید آمده است تا سر انجام نبرد را در سینه بنگارد و بر گوشهاى همه آیندگان تاریخ قصه را باز گوید.
و حسین (ص ) زره به تن كرده است ! تنها با 72 تن یار در برابر انبوه سپاه كفار!
خاك كربلا، به انتظار كه رزمیدن رزمگران جبهه حق و یزیدیان شب زده را به تماشا بنشیند.
و عاقبت ، انتظار به پایان مى رسد و رزم آغاز مى شود، حسینیان را شور و ولوله مى افتد كه به زودى در بسترى سرخ ، پیامبر را بر بالین خویش مى بینند و بهشتیان جنت خداى را دیدار مى كنند.
و در دیگر سوى ، خفا شان شب را هراس مى افتد كه بزودى سپیده نور، قلب سیاهى را مى شكافد و پایان هستى شب را اعلام مى كند.
حسینیان ، حق حق گویان بر سپاه كفر مى تازند و با نداى تكبیر، بر جنگل انبوه سپاه خصم یورش مى برند، تا با آتشفشان خونها شان در خیمه هاى شرك و كفر یزیدى ، آتش به پا كنند و در دامن شب ، شرر افكند.
اینان قامت كشیده اند تا رسم جانبازى و ایثار و شهادت در راه عقیده را براى همه تاریخ به نمایش گذارند و پیكرهاى خونین شان را سند رسوائى باطل و باطل گویان تاریخ قرار دهند.
ظهر عاشورا است و اوج داغى صحراى تفتیده كربلا و خورشید مى گردید بر تن هاى فتاده بر خاك ، بر تربت خون گرفته زا جساد بى كفن .
بر پیكره هاى پاره پاره و بى سرو بى دست منادیان توحید،
و حسین نظاره مى كند، شكوه حادثه را، عمق قساوت قابیلیان و اوج ایثار یاران را و دانه هاى اشك ، بر گونه هاى ملتهبش در آبشار نور خورشید چون در مى درخشید.
او آمد و زمین و آسمان را آشتى دیرینه داد. كعبه را جلاى پاك حقانیت حق ، و مكه را جایگاه شاهدان حق پرست ، بردگان را آزاد ساخت و تنها بنده خاص ‍ خدا نامید شان . بندگان زور را رها كرد و بندگان زر را مخلص ساخت و ره گم كردگآن را چراغ هدایت گشت و ره یافتگان را هادى حق .
او آمد، كوران را چشم حقیقت بین ، كران را گوش شنوا و لالان را ندائى حق رسان بخشید. مردگان را از خون شهید جلوه اى تازه ساخت و همه را شهید شاهد كرد و عاشق حق .
او آمد تا با زندگى سراسر مبارزه خویش ، با دعوت خود به ما درس ایمان و جهاد دهد و با زندگى جانگذار خویش بما یاد داد كه در راه برانداختن ظلم و ظالم رودخانه هایمان را غرق خون سازیم و از خون وضو بگیریم و تنهایمان را سنگر سازیم ، ولى ظلم را نپذیریم و با دستان خون آلوده خویش ، پرچم حق را بر فراز بلندترین قله هاى استقامت و پایدارى استوار سازیم .
بما اموخت كه اى انسان آزاده ، آنجا كه نمیتوانى سر بلند زیست كنى ، سر بلند بمیر. آنجا كه طپش توانستن در تو خاموش شد، سرود بایستن سركن و آنجا كه رنگ رخسارت از شدت ظلم و جهلها به زردى گرائیده از خون وضو بسازد و بر سجاده گلگونت سربنه .
آرى آرى او آمد، نامش محمد بود و كنیه اش ابوالقاسم .
او جلوه اى از نور حق بود، از تبار هابیل و از نسل ابراهیم علیه السلام
او خاتم النبیین ، وارث المرسلین ، محبوب العامین ،
رسول گرامى خدا حضرت محمد ابن عبد الله علیه السلام بود.

مرثیه گروهى در ماتم عاشورا
شب و روز عاشورا
امشب شهادتنامه عشاق امضا مى شود
فردا ز خون عاشقان ، این دشت دریا مى شود
امشب كنار یكدیگر، بنشسته آل مصطفى
فردا پریشان جمعشان ، چون قلب زهرا مى شود
واویلتا - واویلتا
امشب بود بر پا اگر، این خیمه ثار الهى
فردا به سمت دشمنان ، بر كنده از جا مى شود
امشب صداى خواندن قرآن بگوش آید ولى
فردا صداى الا مان زین دشت بر پا مى شود
واویلتا - واویلتا
امشب رقیه حلقه زرین اگر دارد به گوش
فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا مى شود
امشب به خیل تشنگان ، عباس باشد پاسبآن
فردا كنار علقمه ، بى دست ، سقا مى شود،
واویلتا - واویلتا
امشب كه قاسم زینب گلزار آل مصطفاست
فردا ز مركب سرنگون ، این سرور عنا مى شود
امشب بود جاى على ، آغوش گرم مادراش
فردا چو گلها پیكرش ، پامال اعداء مى شود
واویلتا - واویلتا
امشب گرفته در میان ، اصحاب ، ثار الله را
فردا عزیز فاطمه ، بى یار و تنها مى شود
ترسم زمین و آسمان ، زیروز بر گردد (حسان )
فردا اسار تنامه زینب چو اجرا مى شود
واویلتا - واویلتا

وقتى مردان مرد سر در چاهسار ظلمتها، به نابودى كشیده شده بودند، وقتى حلقوم حق طلبان با طناب اعدام بدست جلادان سپرده شده بود، وقتى نامردان مرد بر مسند تكیه داده بودند و نا حقان بجاى حق ،
بى سیرتان بجاى نیك مردان جا خوش كرده بودند،
وقتى خسرو پرویز در ایران ، بیدادگر بیدادگران بود و امپراطور رم از بردگان و حیوانات جنگ خونین مرگ و زندگى براه مى انداخت و در این بین بر مرگ برده بینوا قاه قاه مى خندید،
وقتى از هر سو آتشكده هاى ظلمت سر بر فلك برداشته بودند و شعله هاى شوم خویش را به آسمان میفرستادند،
وقتى از هر سو آتشكده هاى ظلمت سر بر فلك برداشته بودند و شعله هاى شوم خویش را به آسمان میفرستادند،
وقتى قله شهر آشناى قدمهاى ابراهیم و اسماعیل ، مهبط وحى خدا، سر در چاهسار غروب غم انگیز نیستى خود میكشید،
وقتى خورشید از طلوع خویش از طلوع خویش شرم داشت و بر غروب خود از شادى میگریست و انوار طلایى خویش را در دامن خود مخفى میساخت و بى نور و بیخیال در آسمان گام میزد،
وقتى شفق از دامن خونرنگ خویش ، سخت بیمناك بود و بر این سرخى نفرین میفرستاد،
وقتى فلق از ظهور خویش نا ظهورى میطلبید و از خداى خویش ناپیدایى ، وقتى سپیده دامن عفاف خویش را در دست سیاه شب میدید و شرم آلود بر آن لعن میفرستاد،
وقتى در آن نقطه كه زمین از آسمان كام میگیرد، دیگر درخششى و تلالوئى به چشم نمى خورد،
وقتى در لاله زارهاى بجاى بلبل جغد لانه كرده بود و بر ویرانه ها بلبل نوحه میخواند، در كویر، آلاله ها غمناك به انتظار چشمه آبى ، قطره اشكى ، ذره نثارى له میزدند،
وقتى ماه در شبهاى چهارده چنان بیرنگ بود كه ستاره ها بر او نهیب میزدند، وقتى در قلبها به جاى محبت كینه ها، عداوتها، شقاوتها ریشه دواند بود، وقتى دستهاى باز و آلوده شیطان همه را، همه چیز و همه جا را نا پاك ساخته بود و قلبها شیطانى ، نفسها شیطانى و حیات نیز شیطانى گشته بود، وقتى در یوز گان نامرد كله بر سر درویشان بینوا میگذاشتند، وقتى مظلوم اسیر دست ظالم بود و فقیر پادوى خانه بدوش غنى ، وقتى مردان بر اریكه قدرت نشسته بودند و زنان ، دست به سینه ، چون بردگان بى اراده در اختیار آنان به بازى گرفته شده بودند،
مرد همه چیز بود و زن هیچ
وقتى طفلكان ، زنده بگور شده و دختركان بى گناه ، آرام طلوع نكرده ، در گور سرد قساوت پدر غروب میكردند،
از بین ببرد و شورشى بنیادى بر ضد حكومت آنان پى افكند و كاخ یزید و امویان را براى همیشه واژگون كند.
این مبارزه كه توام با مظلومیت اهل بیت بود،
نخست با خطبه حضرت زینب علیه السلام در بازار كوفه شروع شد و سپس با سخنان كوتاه ولى بسیار پر شور و موثر حضرت زین العابدین علیه السلام در كوفه تداوم یافت .
سخنان حضرت سجاد علیه السلام در محیط ارعاب و وحشت كوفه و در دل مردم ، طوفانى بپار كرد و چنان در عمق روح مردم نفوذ كرد كه مى گریستند و همدیگر را ملامت مى كردند و از همانجا شعارهایى بر ضد حكومت یزید و به نفع امام حسین علیه السلام سر مى دادند. تاثیر سخنان حضرت سجاد به قدرى بود كه كوفه را لرزاند و پسر زیاد در اولین سخنرانى اش پس از شهادت امام حسین علیه السلام براى تهدید مردم گفتارش را با دشنام به امام حسین علیه السلام و خاندانش و ستودن یزید آغاز كرد و هنوز سخنانش تمام نشده بود كه عبد الله بن عفیف برخاست و گفت : پسر زیاد، دروغگو تو و پدرت هستى . و كسى است كه ترا بر ما حاكم ساخته است . فرزند پیامبر علیه السلام را بى شرمانه مى كشى و بر منبر مسلمآنان چنین سخنانى مى گویى !!
كاروان اسرا به سرپرستى و قافله سالارى حضرت سجاد علیه السلام وارد شام مركز خلافت بنى امیه مى شود. آگاهى مردم كوفه هر چند مهم بود ولى ضرورت آن به پایه ضرورت آگاهى دادن مردم شام نمى رسید، زیرا اسلام مردم شام ، اسلام معاویه بود، و حتى به تصدیق مورخان ، شامیان براى پیامبر، خویشاوندى جز یزید نمى شناختند!
ورود به شام براى حضرت سجاد علیه السلام بسیار گران بود و آزار و شكنجه جسمى و روحى زیادى به آن حضرت وارد شده وضع اسراء چنان رقت بار بود كه هر كس كوچكترین شناسایى نسبت به آنان داشت نمى توانست بى تفاوت بماند و اظهار ناراحتى نكند.
امام علیه السلام در مجلس یزید و در برابر دیدگان مردم وقتى كه با گستاخى یزید روبرو شد كه گفت : دیدى كه خدا با پدرت چه كرد؟ فرمود: ما جز قضاى الهى كه حكمش در زمین جارى است ندیده ایم . و یزید گستاخانه گفت تو پسر كسى هستى كه خدا او را كشت .
امام علیه السلام دلیرانه و بدون ترس از ابهت یزید و جمعیت مجلس فرمود: من پسر كسى هستم كه تو او را به ستم كشتى . و خدا در قرآن فرموده است كه : هر كسى مومنى را عمدا بكشد، در جهنم تا ابد به عذاب الهى گرفتار خواهد بود.
و یزید كه تاب تحمل سخنان كوبنده امام را نداشت با خشم فراوان فرمان قتل امام را صادر كرد، ولى امام علیه السلام با قاطعیت فرمود: هیچگاه اسیران ازاده شده ، نمى توانند حكم قتل انبیاء و اوصیاء را صادر كنند! مگر اینكه از اسلام خارج شوند! و اگر چنین است مردى مطمئن حاضر كن تا وصیت كنم و اهل حرم را به او بسپارم ... و یزید از نفوذ كلام امام درمانده شد و از كشتن آن حضرت صرفنظر كرد. هرگز امام سجاد در برابر حاكمان ستمگر اموى كرنشى نكرد و بى باكانه به یزید فرمود: مرا از كشتن مى ترسانى مگر نمى دانى كه كشته شدن ، افتخار ما است و شهادت براى ما كرامت است .
به هر حال خطبه هاى حضرت سجاد علیه السلام در كوفه و شام على الخصوص ‍ در بارگاه یزید، حكومت بنى امیه را به مردم شام شناساند. یزید بى چاره شده بود و براى اولین بار احساس كرد كه در مبارزه شكست خورده است . مبارزه اى كه از پشت شترى عریان به وسیله جوانى رنجور و اسیرى به بند كشیده ، شروع شده و تا بارگاه خلافت به پیش رفته بود و او همچون اسیرى زبون در دست زبان آنچه مهم است توجه امام در فرصتهاى مناسب به آینده درخشان و تابناك اسلام و امت اسلامى بود كه حضرت توانستند در سالهاى رسالت خویش ویژگیهاى دولت حضرت مهدى (عج ) را یاد آور شوند و در این راه گامهاى موثرى چون پاسخ به مسائل علمى ، رد شبهات ، توجه به اصحاب ، برحذر نمودن آنان در همكارى با خلفا، تقویت و تحكیم مبانى امامت بصورت یك عقیده اسلامى ، آماده كردن مردم براى غیبت امام مهدى (عج ) و دعوت مردم به امامى كه غایب خواهد بود بردارند، لذا آبوالادیان كه نامه رسان آن حضرت بود میگوید: امام براى شخصى كه سوال كتبى نموده بود نوشت : درباره مهدى قائم آل محمد(نص ) پرسیده بودید او زمانى كه قیام كند آنچنان عالمانه در میان مردم حكمرانى و قضاوت برحق كند كه هرگز نیازى به برهان و دلیل نخواهد داشت .
دسته گل محمدى
ده مژده كه نخل دل برگ و برى داد
زیرا شجر باغ رسالت ثمرى داد
اى ساقى گل چهره بده باده كه امشب
بر ماه صدف بحر ولایت گهرى داد
از نسل نبى و على و فاطمه خالق
بر خلق جهان بار دگر راهبرى داد
جبریل امین گفت به احمد كه خداوند
بر امت تو بار دگر تاج سرى داد
تا آنكه بشر را برساند به تكامل
بر هادى دین بهر هدایت پسرى داد
بر عسكریان مژده بده حضرت معبود
بر مكتب شرع نبوى زیب و فرى داد
آمد پدر مهدى موعود بدنیا
كز امانش تیر دعا را اثرى داد
رو به صفتان را هله اعلام خطر كن
چون حق به على شیر خدا شیر نرى داد
از یمن قدوم پدر مهدى موعود
حق در بر آتش به كف ما سپرى داد
آمد به جهان آنكه خدا خلق جهان را
از جلوه او مهدى نیكوى سیرى داد
آمد به جهان آنكه به یك گوشه چشمى
بر محفل ما شور وصفاى دگرى داد
آمد به جهان آنكه پى یارى قرآن
با منطق خود پاسخ هر خیره سرى داد
آمد به جهان آنكه به پیغام پیمبر
هشدار به كفار چو پیغامبرى داد
آمد به جهان آنكه شب تیره ما را
در پرتو اشراق همایون سحرى داد
آمد به جهان آنكه همه بیخبران را
از واقعه روز قیامت خبرى داد
با ماه بگوئید نتابد كه به زهرا
خلاق جهان باز فروزان قمرى داد
از بهر نظر خواهى صاحب نظران حق
ما را به جهان رهبر صاحب نظرى داد
در شهر هنر خامه هر بى هنرى را
با تیغ زبان سر خط علم و هنرى داد


نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ