تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - معصوم سیزدهم امام حسن عسكرى (علیه السلام) - امام یازدهم

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

معصوم سیزدهم - امام حسن عسكرى (علیه السلام) - امام یازدهم
 

وارث یازدهم ولایت حسن
آیت دانایى و دانشورى
نوگل (قائم ) دمد از گلشنى
با گل (نرگس ) چو كند همسرى
گلشن ایام نیارد دگر
غنچه ، بدین لطف و صفا و طرى

صورت و سیرت امام حسن عسكرى (علیه السلام)
امام یازدهم صورتى گندمگون و بدنى در حد اعتدال داشت . ابروهاى سیاه كمانى ، چشمهاى درشت و پیشانى گشاده داشت . دندان ها درشت و بسیار سفید بود. خالى بر گونه راست داشت . امام حسن عسكرى (ع ) بیانى شیرین و جذاب و شخصیتى الهى با شكوه و وقار و مفسرى كم مانند براى قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و بویژه براى اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر كوتاه خود - روشن كرد.
دوران امامت  
بطور كلى دوران عمر 29 ساله امام حسن عسكرى (ع ) به سه دوره تقسیم مى گردد: دوره اول 13 سال است كه زندگى آن حضرت در مدینه گذشت .
دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزدیك 6 سال امامت آن حضرت مى باشد.
دوره امامت حضرت عسكرى (ع ) با قدرت ظاهرى بنى عباس رو در روى بود. خلفایى كه به تقلید هارون در نشان دادن نیروى خود بلند پروازیهایى داشتند.
امام حسن عسكرى (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمكار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - بوسیله آن دو غلام - آزار بیشترى دهد، امّا آن دو غلام كه خود از نزدیك ناظر حال و حركات امام بودند تحت تاءثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتارى گرائیده بودند. وقتى از این غلامان جویاى حال امام شدند، مى گفتند این زندانى روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با كسى سخن نمى گوید.
عبیداللّه خاقان وزیر محمّد عباسى با همه غرورى كه داشت وقتى با حضرت عسكرى ملاقات مى كرد به احترام آن حضرت بر مى خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مى نشانید. پیوسته مى گفت : در سامره كسى را مانند آن حضرت ندیده ام ، وى زاهدترین و داناترین مردم روزگار است .
پسر عبیداللّه خاقان مى گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم مى پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع مى یافتم . مى دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او مى باشند.
با آنكه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمى فرمود، دستگاه خلافت عباسى براى حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانى و ممنوع از معاشرت داشت .
(از جمله مسائل روزگار امام حسن عسكرى (ع ) یكى نیز این بود كه از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقاف شیعه ، به دست كسانى سپرده مى شد كه دشمن آل محمّد (ع ) و جریانهاى شیعى بودند، تا بدین گونه بنیه مالى نهضت تقویت نشود. چنانكه نوشته اند كه احمد بن عبداللّه بن خاقان از جانب خلفا، والى اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت ).
(نیز اصحاب امام حسن عسكرى ، متفرق بودند و امكان تمركز براى آنان نبود، كسانى چون ابوعلى احمد بن اسحاق اشعرى در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختى در بغداد مى زیستند، فشار و مراقبتى كه دستگاه خلافت عباسى ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود كه جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیرى واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت كلى ، این همه سختى را تحمل مى كرد، و لحظه اى از حراست (و نگهبانى ) موضع غفلت نمى كرد).
اینكه گفتیم : حضرت هادى (ع ) و حضرت امام حسن عسكرى (ع ) هم از سوى دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و كسانى كه براى حل مشكلات زندگى مادى و دینى خود به آنها مراجعه مى نمودند - كمتر معاشرت مى كردند به جهت آن بود كه دوران غیبت حضرت مهدى (ع ) نزدیك بود، و مردم مى بایست كم كم بدان خو گیرند، و جهت سیاسى و حل مشكلات خود را از اصحاب خاص كه پرچمداران مرزهاى مذهبى بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنها عجیب نیاید. بارى ، امام حسن عسكرى (ع ) بیش از 29 سال عمر نكرد ولى در مدت شش سال امامت و ریاست روحانى اسلامى ، آثار مهمى از تفسیر قرآن و نشر احكام و بیان مسائل فقهى و جهت دادن به حركت انقلابى شیعیانى كه از راههاى دور براى كسب فیض به محضر امام (ع ) مى رسیدند بر جاى گذاشت .
در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنى و نشر احكام الهى و مناظرات كلامى جنبش علمى خاصى را تجدید كرد، و فرهنگ شیعى - كه تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته هاى دیگر نیز مانند فلسفه و كلام باعث ظهور مردان بزرگى چون یعقوب بن اسحاق كندى ، كه خود معاصر امام حسن عسكرى بود و تحت تعلیمات آن امام گردید.
در قدرت علمى امام (ع ) - كه از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه ور بود - نكته ها گفته اند. از جمله : همین یعقوب بن اسحاق كندى فیلسوف بزرگ عرب كه دانشمند معروف ایرانى ابونصر فارابى شاگرد مكتب وى بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و كتابى را كه بر ردّ قرآن نوشته بود سوزانید و بعده از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت در آمد.
شهادت امام حسن عسكرى (علیه السلام)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجرى نوشته اند. در كیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبداللّه بن خاقان گوید روزى براى پدرم (كه وزیر معتمد عباسى بود) خبر آوردند كه ابن الرضا - یعنى حضرت امام حسن عسكرى - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه كرد. یكى از ایشان نحریر خادم بود كه از محرمان خاص خلیفه بود، امر كرد ایشان را كه پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبى را مقرر كرد كه هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز براى پدرم خبر آوردند كه مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولى گردیده . پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - كه عموما اطباى مسیحى و یهودى در آن زمان بودند - امر كرد كه از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضى القضات (داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علماى مشهور را حاضر گردان كه پیوسته نزد آن حضرت باشند. و این كارها را براى آن مى كردند كه آن زهرى كه به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر نسازند كه آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنكه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه‍ ق ‍ آن امام مظلوم در سن 29 سالگى از دار فانى به سراى باقى رحلت نمود. بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود كه فرزند آن حضرت بر عالم مستولى خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد كرد... تا دو سال تفحص احوال او مى كرد...
این جستجوها و پژوهش ها نتیجه هراسى بود كه معتصم عباسى و خلفاى قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادى كه به حضرت رسول اللّه (ص ) مى پیوست ، شنیده بودند كه از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسكرى فرزندى پاك گهر ملقب به مهدى آخرالزمان - همنام با رسول اكرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه هاى مختلف در خانه حضرت عسكرى (ع ) رفت و آمد بسیار مى كردند، و جستجو مى نمودند تا از آن فرزند گرامى اثرى بیابند و او را نابود سازند.
براستى داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسى (ع ) تكرار مى شد. حتى قابله هایى را گماشته بودند كه در این كار مهم پى جویى كنند. امّا خداوند متعال - چنانكه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ كرد، و همچنان نگاهدارى خواهد كرد تا ماءموریت الهى خود را انجام دهد.
بارى ، علت شهادت آن حضرت سمى مى دانند كه معتمد عباسى در غذا به آن حضرت خورانید و بعد از كردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطباى مسیحى و یهودى كه در آن زمان كار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، بویژه در ماءموریت هایى كه توطئه قتل امام بزرگوارى مانند امام حسن عسكرى (ع ) در میان بود، براى معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهاى ظاهرى هدف دیگرى داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.
بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسكرى (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت . و از هر سوى صداى ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگوارى و تشییع جنازه آن حضرت شدند.
ماجراى جانشین بر حق امام عسكرى (علیه السلام)
ابوالادیان مى گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسكرى (ع ) مى كردم . نامه هاى آن حضرت را به شهرها مى بردم . در مرض موت ، روزى مرا طلب فرمود و چند نامه اى نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهى شد و صداى گریه و شیون از خانه من خواهى شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
ابوالا دیان به امام عرض مى كند: اى سید من ، هرگاه این واقعه دردناك روى دهد، امامت با كیست؟
فرمود: هر كه جواب نامه مرا از تو طلب كند.
ابوالادیان مى گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگرى به من بفرما.
امام فرمود: هر كه بر من نماز گزارد.
ابوالا دیان مى گوید: باز هم علامت دیگرى بگو تا بدانم .
امام مى گوید: هر كه بگوید كه در همیان چه چیز است او امام شماست .
ابوالادیان مى گوید: مهابت و شكوه امام باعث شد كه نتوانم چیز دیگرى بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتى به در خانه امام رسیدم صداى شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام ، جعفر كذاب برادر امام حسن عسكرى را دیدم كه نشسته ، و شیعیان به او تسلیت مى دهند و به امامت او تهنیت مى گویند. من از این بابت بسیار تعجب كردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . امّا او جوابى نداد و هیچ سؤ الى نكرد.
چون بدن مطهر امام را كفن كرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمى آمد و جعفر كذّاب را دعوت كرد كه بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلى گندمگون و پیچیده موى ، گشاده دندانى مانند پاره ماه بیرون آمد و رداى جعفر را كشید و گفت : اى عمو پس بایست كه من به نماز سزاوارترم .
رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوى امام على النقى علیه السلام دفن كرد. سپس ‍ رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را كه با تو است تسلیم كن . من جواب نامه را به آن كودك دادم . پس (حاجزوشا) از جعفر پرسید: این كودك كه بود، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمى شناسم و هرگز و را ندیده ام .
در این موقع ، عده اى از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره كردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو كه نامه هایى كه داریم از چه جماعتى است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب مى خواهند! در آن حال خادمى از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت :
اى مردم قم با شما نامه هایى است از فلان و فلان و همیانى (كیسه اى ) كه در آن هزار اشرفى است كه در آن ده اشرفى است با روكش طلا.
شیعیانى كه از قم آمده بودند گفتند: هر كس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم كن .
جعفر كذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل كرد. معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسكرى (ع ) جستجو كنید و كودك را پیدا كنید. رفتند و از كودك اثرى نیافتند. ناچار (صیقل ) كنیز حضرت مام عسكرى (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینكه او حامله است . ولى هر چه بیشتر جستند كمتر یافتند. خداوند آن كودك مبارك قدم را حفظ كرد و تا زمان ما نیز در كنف حمایت حق است و بظاهر از نظرها پنهان مى باشد. . درود خداى بزرگ بر او باد.
سخنان امام حسن عسكرى (علیه السلام)
1 - دو صفتى كه برتر از آن چیزى نیست :
ایمان به خداوند عالم و كمك و نفع رساندن به برادران دینى ات .
2 - هیچ عزیز و صاحب اقتدارى حق را ترك نكرد مگر آنكه ذلیل و خوار شد و هیچ ذلیلى به حق تمسك نكرد مگر آنكه عزیز شد.
3 - چه بد بنده اى است آنكه دو رو باشد، و نسبت به برادران دینى خود دو زبان داشته باشد. در حضور، آنها را بستاید و از آنها تعریف كند و در غیاب از آنها مذمت و نكوهش نماید و غیبت نماید. اگر همان برادر دینى به او بخشش كند حسد ورزد، و اگر مبتلا شود خیانت نماید.
4 - خشم و غضب كلید همه زشتى هاست .
5 - پارساترین و پرهیزكارترین مردم آن كسى است كه حرام را ترك كند.
6 - شرك به خدا در مردم مخفى تر است از راه رفتن مورچه بر سنگ سیاه در شب تاریك .
7 - خدا و مرگ را پیوسته به یاد آورید و بر تلاوت قرآن و درود بر پیغمبر (ص ) مواظبت كنید.
8 - عبادت تنها به روزه گرفتن و نماز گزاردن نیست بلكه در این است كه درباره آثار عظمت حق و عالم خلقت تفكر كنید.

شادروان دكتر رسا
امام حسن عسكرى (ع ) در سال 232 هجرى در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والاگهرش سوسن یا سلیل زنى لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت ، تا حجت حق را آن چنان كه شایسته است پرورش دهد. این زن پرهیزگار در سفرى كه امام عسكرى (ع ) به سامرا كرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت كرد.
كنیه آن حضرت ابامحمّد بود.

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ