تبلیغات
منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ - بررسی دو حدیث و نقد تفکرات انحرافی

حدیث روز

منتظران ظهور امام زمان مهدی علیه السلام صلوات : اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((
كل رایه ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله ))
هر پرچمى پیش از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوتى است كه در برابر خدا پرستش مى شود.
امام باقر مى فرماید:
((هر پرچمى پیش از پرچم مهدى علیه السلام بلند شود، پرچمدار آن ظاغوت است .

بررسی دو حدیث و نقد تفکرات انحرافی حول آن:

نقد و بررسى
بر افراشتن پرچم ، كنایه از اعلان جنگ با نظام حاكم و تلاش براى تاءسیس ‍ حكومت جدید است .
((طاغوت )) یعنى انسانى كه به حدود الهى تجاوز كرده و مى خواهد كه مردم حاكمیت او را در برابر حاكمیت خداوند بپذیرند.
واژه ((طاغوت )) و جمله : (( یعبد من دون الله )) در دو حدیث فوق ، به خوبى بیانگر آن است كه مقصود از ((پرچم بر افراشته شده پیش از قیام قائم )) پرچمى است كه در مقابل خدا و رسول و امام علیه السلام برافراشته گردد و برافرازنده در مقابل حكومت خدا حكومتى تاءسیس كند و در پى آن باشد كه به خواسته هاى خود، جامه عمل ، بپوشاند. بنابراین ، نمى توان شخص صالحى كه براى حاكمیت دین ، قیام و اقدام كرده ، طاغوت خواند؛ زیرا در این صورت ، چنین پرچمى ، نه تنها در مقابل پرچم قائم برافراشت نشده كه در مسیر و طریق و جهت او خواهد بود.
بر این سخن گواه از سخن معصوم داریم ، از جمله :
امام محمد باقر علیه السلام مى فرماید:
(( و انه لیس من احد یدعو الى ان یخرج الجال الا و سیجد من یبایعه و من رفع رایه ضلاله فصاحبها طاغوت.
هیچ كس مردم را تا خروج دجال فرا نمى خواند، مگر این كه افرادى یافت مى شوند كه با او بیعت كنند. هر كس پرچم گمراهى برافراشت ، صاحب آن طاغوت است .
در این روایت ، امام علیه السلام با قید ((ضلالت )) براى ((رایة )) آن قیام كننده اى را طاغوت خوانده است كه پرچم گمراهى برافرازد.
مؤ ید دیگر، صحیحه عیص بن قاسم است . امام علیه السلام در این روایت قیامها را به دو دسته تقسیم مى فرماید:
قیامهایى كه جلوداران آنها به خود دعوت مى كنند.
قیامهایى كه براى مقابله با باطل و اقامه حق صورت مى گیرد.
امام علیه السلام قیامهاى دسته دوم را تاءیید مى كند و قیام ((زیدبن على )) و مانند وى را از این نوع مى داند و به پیروان خود هشدار مى دهد كه هر قیامى را به قیام زید قیاس نكنند، تا به گمراهى دچار نشوند:
((هنگامى كه كسى براى قیام به سوى شما آمد، توجه كنید كه براى چه هدفى قیام مى كنید. نگویید كه زید هم خروج كرد. زید، مردى عالم و راست گفتار بود. او، هرگز شما را به سوى ریاست و حاكمیت خویش ‍ دعوت نكرد، بلكه به آنچه رضاى آل محمد صلى الله علیه و آله است ، فرا خواند. و اگر پیروز مى شد، به عهد خود وفا مى كرد، او، براى شكستن قدرت طاغوتى بنى امیه قیام كرد؛ اما آن كه امروز قیام كرده است (محمد بن عبدالله ) شما را به چیز دیگر مى خواند. ما شهادت مى دهیم كه به دعوت او راضى نیستیم . او امروز، از ما پیروى نمى كند، تا چه رسد به روزى كه پرچمها براى او بسته شود.
در روایات بالا، امام علیه السلام قیام زیدبن على علیه السلام و مانند او را كه داعى به حق هستند، تاءیید مى كند و قیامهاى اشخاصى چون : محمد بن عبدالله، كه مردم را به خود فرا مى خوانند، محكوم مى كند.
گواه دیگر این كه : ائمه علیه السلام قیام حسین بن على ، شهید فخ را كه در زمان حكومت هادى ، برادر هارون الرشید، انجام گرفته تاءیید كرده اند.
بنابراین ، قیام زیدبن على و شهید فخ و نهضتهایى از این دست را، نمى توان از نمونه هاى طاغوت شمرد.
افزون بر اینها، اگر با استناد به این روایات ، هر گونه قیام و نهضتى را محكوم و غیر مشروع بدانیم ، این گونه برداشت ، با روایات جهاد، امر به معروف و نهى از منكر و همچنین با سیره پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمه معصومین علیه السلام تعارض دارد و در مقام تعارض ، باید از این روایات صرف نظر كرد.
همچنین در گذشته ، روایاتى را كه از فریقین نقل كردیم كه پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمه علیه السلام به برخى از قیامهاى پیش از قیام قائم علیه السلام اشاره كرده و آنها را تاءیید كرده اند.
با توجه به آنچه آوردیم ، معناى حدیث این است كه : هر پرچمى پیش از قیام قائم بر افراشت شود و رهبر آن مردم را به سوى خود فرا خواند، صاحب این چنین پرچمى ، طاغوت است .
اما اگر شخص صالحى در دوره غیبت قیام كند، به نیابت از امام علیه السلام و تشكیل حكومت دهد، بدون تردید، مشمول این روایات نخواهد بود.
2- روایاتى كه بیانگر ناكامى و موفق نشدن قیامهاى پیش از قیام مهدى علیه السلام است . این دسته از روایات ، در ضمن ، اشاره دارند بر مشروع نبودن تلاش براى ایجاد حكومت اسلامى . زیرا قیامى كه بدون ثمر باشد، از دیدگاه عقل و عقلا ناپسند است .
امام سجاد مى فرماید:
(( والله ما یخرج احد منا قبل خروج القائم ، الامثله كمثل فرخ طار من و كره قبل ان یستوى جناحاه فاخذه الصبیان .
به خدا سوگند، هیچ یك از ما، پیش از قیام قائم خروج نمى كند، مگر این كه مثل او، مانند جوجه اى است كه پیش از محكم شدن بالهایش از آشیانه پرواز كرده باشد. در نتیجه كودكان او را گرفته و با او به بازى مى پردازند.
(( ما خرج و ما یخرج منا اهل البیت الى قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمته البلیه و كان قیامه زیادة فى مكروهنا و شیعتنا.
هیچ كس از خاندان ما، تا قیام قائم ، براى دفع ستم و یا زنده كردن حق خروج نكرده و نمى كند، مگر این كه باعث افزایش گرفتارى ما و شیعیان ما مى گردد.
از این دو روایت نتیجه گرفته اند كه قیام براى تشكیل حكومت اسلامى ، نه تنها بى نتیجه است ، كه گرفتارى و ناراحتى اهل بیت علیه السلام را نیز در پى دارد. بنابراین ، باید از تشكیل حكومت اسلامى ، پیش از قیام مهدى علیه السلام چشم پوشید. استناد به دو روایت بالا و مانند آن از جهاتى باطل است :
این دو روایت ، در صدد این نیستند كه اصل جواز قیام را رد كنند، بلكه پیروزى را نفى مى كنند .زیرا اگر نفى جواز كنند، قیام امام حسین علیه السلام را در برابر یزید و همچنین قیام زید بن على و حسین بن على شهید فخ و... را محكوم كرده اند، با این كه بدون تردید، این قیامها مورد تاءیید ائمه علیه السلام بوده است .
عدم پیروزى قیام ، دلیل بر نفى تكلیف به قیام نیست .
مثلا رد جنگ صفین ، شایع شد كه معاویه مرده است . این خبر باعث شادى مردم شد. امام على علیه السلام در مقابل شاید مردم فرمود:
(( و الذى نفسى بیده لن یهلك حتى تجتمع علیه الامه ،قالوا: فبم تقاتله ؟ قال : التمس الغذر فیما بینى و بین الله تعالى .))
سوگند به آن خدایى كه جان من در قبضه قدرت اوست ، معاویه هلاك نمى شود، تا مردم بر او هماهنگ شوند. از آن حضرت سؤ ال كردند: بنابراین ، پس چرا با او مى جنگید ،امام فرمود: مى خواهم بین خود و خدایم عذر داشته باشم .
به روایت دیگر، مردى از شام به كوفه آمد و از مرگ معاویه خبر داد.
على علیه السلام به او فرمود:
(( انت شهدت موته ؟ قال : نعم و حثوت علیه ، قال : انه كاذب ، قیل : و ما یدریك یا امیرالمؤ منین انه كاذب ؟ قال : انه لا یموت حتى یعمل كذا و كذا - اعمال عملها فى سلطانه - فقیل له : فلم تقاتله و انت تعلم هذا، قال : للحجه .
آیا تو بر مرگ معاویه شاهد بودى ؟
گفت : بله ، من خود خاك بر قبر او ریختم .
على علیه السلام فرمود: این مرد دروغگوست .
گفته شد: اى امیرمؤ منان از كجا مى دانى كه این شخص دروغ یم گوید.
على علیه السلام فرمود: معاویه نمى میرد تا این گونه و آن گونه عمل كند.
و اعمالى كه او در مدت حكومت خود انجام مى دهد یادآورى كرد.
به آن حضرت گفته شد: بنابراین ، چرا با او مى جنگى ؟ على علیه السلام فرمود: براى اتمام حجت و انجام وظیفه با او مى جنگم .
این روایات ، بیانگر این معنى هستند كه انسان مسلمان ، باید به تكلیف خود عمل كند و نباید انتظار داشته باشد، حتما به نتیجه مطلوب برسد. در هر برهه اى از زمان ، با مطالعه و دقت همه جانبه ، آنچه را وظیفه خود مى بیند، بدون توجیه گرى و راحت طلبى انجام دهد. حال ، یا به نتیجه مطلوب مى رسد، یا نمى رسد. در هر صورت تكلیف خود را انجام داده است .
و باید با ستمگران ستیزید و به داد مظلوم رسید و براى از بین بردن ستم و حكام ستمگر و بر پا داشتن عدل و داد و حكومت اسلامى ، تلاش ورزید، هر چند به آن نتیجه اى كه از این اقدامات انتظار هست ، نرسید .
امكان دارد مقصود از جمله (( منا اهل البیت )) و (( احد منا)) تنها ائمه معصومین علیه السلام باشند؛ زیرا شیعیان از آنان انتظار خروج مسلحانه را داشتند و ایشان با توجه به شرایط حاكم بر آن زمان ، مى خواستند با اخبار غیبى آنان را قانع كنند كه هر كس از ما پیش از قیام قائم خروج كند، به علت نبود امكانات لازم ، پیروز نخواهد شد و مصلحت اقتضا مى كند كه خروج مسلحانه نداشته باشند.
چنان كه اشاره شد، در برخى از روایات ، به قیامهایى پیش زا قیام قائم بشارت داده شده است كه زمینه ساز حكومت مهدى علیه السلام هستند. بدون تردید زمینه سازى آنها به لحاظ موفقیت آن قیامهاست . افزون بر این كه ایجاد آمادگى ، خود بزرگترین ثمره این قیامهاست .
اگر بگوییم این روایات در صدد نهى از قیام و مبارزه با ستم و فسادند، با آیات جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و همچنین با سیره ائمه معصومین ناسازگارند، از این روى ، باید به دور افكنده شوند.
3- دسته سوم از روایاتى كه براى مشروع نبودن تلاش در راه ایجاد حكومت اسلامى در دوره غیبت ، بدانها استناد كرده اند روایاتى هستند كه به سكوت سكون ، فرا مى خوانند و از مشاركت در هر قیام و مبارزه اى ، پیش از تحقق نشانه هاى ظهور، باز مى دارند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
(( یا سدیر الزم بیتك و كن حلسا من احلاسه واسكن ما سكن اللیل و النهار، فاذا بلغك ان السفیانى قد خرج فارحل الینا.
اى سدیر! در خانه بنشین و به زندگى بچسب . آرامش داشته باش تا آن هنگام كه شب و روز آرام هستند، اما هنگامى كه خبر رسید كه سفیانى خروج كرده به سوى ما بیا، اگر چه با پاى پیاده باشد.
یا مى فرماید:
(( خمس علامات قبل قیام القائم : الصیحة و السفیانى و الخسف و قتل نفس الزكیه و الیمانى .
فقلت : جعلت فداك ، ان خرج احد من اهل بیتك قبل هذه العلامات ، انخرج معه ؟
قال : لا...
پنج نشانه پیش از قیام قائم وجود دارد: صیحه و نداى آسمانى ، خروج سفیانى و فرو رفتن (لشگر سفیانى در سرزمینى به نام بیداء) كشته شدن نفس زكیه ، خروج یمانى .
عمر بن حنظله مى گوید: از آن حضرت سؤ ال كردم اگر شخصى از خاندان شما پیش از این نشانه ها قیام كند، آیا ما نیز با او قیام و خروج كنیم ؟
آن حضرت فرمود: نه
در حدیثى دیگر امام باقر علیه السلام به جابر فرمود:
(( الزم الارض و لا تحرك یدا و لا رجلا حتى ترى علامات اذكرها لك - و ما اراك تدركها - اختلاف بنى فلان ، و مناد ینادى من السماء و یجیئكم الصوت من ناحیة دمشق ...)
اى جابر! آرامش خود را حفظ كن و دست پایت را حركت نده تا نشانه هایى كه برایت مى گویم ببینى (هر چند گمان نمى كنم تا آن زمان زنده باشى ) اختلاف بنى فلان و ندا دهنده اى كه از آسمان ندا مى دهد و صدایى كه از سوى دمشق بلند خواهد شد.
گفته شده كه مقتضاى این روایات منحصر به سدیر، عمر بن حنظله و جابر نیست ، بلكه بر همه واجب است كه تا خروج سفیانى و دیگر نشانه ها و بالاخره تا قیام قائم (عج ) سكوت كنند و از قیام و خروج خوددارى كنند.
پاسخ : الغاى خصوصیت و تعمیم حكم به همه افراد، در همه زمانها متوقف است بر این كه ما علم داشته باشیم به این كه شخص خاص و یا مورد خاصى مورد نظر امام نبوده است .
در روایات بالا نه تنها چنین علمى نداریم كه خلاف آن براى ما ثابت است . از باب نمونه به ویژگیهاى سدیر و حالات او اشاره مى كنیم :
با نگاهى به تاریخ و دیگر روایات مى یابیم كه سدیر، فردى بوده كه همواره احساساتش بر عقلش غلبه داشته است و او مى پنداشته قیام و اقدام براى تشكیل حكومت اسلامى ، براى امام علیه السلام وجود دارد و به همین دلیل ، همواره منتظر قیام و خروج آن حضرت بوده است . حضرت در بیان فوق ، نبود امكان قیام و تشكیل حكومت ظاهرى را به ایشان گوشزد كرده است و به وى و افرادى مانند وى ، كه تحت تاءثیر احساسات غلط قرار گرفته اند. سفارش مى كند: بهتر است كه در خانه بنشینند.
گواه بر این سخن ، حدیثى است كه خود وى ، از امام صادق علیه السلام نقل مى كند:
((بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و به آن حضرت عرض كردم : به خدا سوگند، نشستن براى شما روا نیست . حضرت فرمود: چرا اى سدیر؟ گفتم : به خاطر یاران و پیروانى كه دارید. به خدا سوگند، اگر امیرالمؤ منین علیه السلام به اندازه شما پیرو داشت ، قبایل تیم و عدى در خلافت طمع نمى ورزیدند.
حضرت فرمود: تعداد آنان چه اندازه است ؟
گفتم : صد هزار.
گفتم : بله ، بلكه دویست هزار.
فرمود: دویست هزار؟
گفتم : بله و بلكه نصف دنیا.
حضرت ساكت شد و پس از لحظه اى فرمود: آیا مى توانى همراه ما به ینبع (محلى نزدیك مدینه ) بیایى ... حضرت در آن مكان به پسر بچه اى كه چند بزغاله مى چرانید نگاه كرد و فرمود:
اگر من به اندازه اینها ((شیعه )) داشتم ، سكوت را روا نمى دانستم .
سدیر مى گوید: آنها را شماره كردم ، شمار آنها هفده راءس بود.
از این روایت ، حدود ادراك سدیر، رد این گونه مسائل مشخص مى گردد. ضمنا مراد از شیعه در روایت فوق ، تنها كسانى نیستند كه نامى از شیعه داشته باشند بلكه مراد شیعه واقعى است ، یعنى كسانى كه تا مرز شهادت همراهند و اینان در آن زمان ، اندك بوده اند.
در روایت دیگر، معلى بن خنیس مى گوید:
((نامه عبدالسلام و سدیر را با نامه هاى دیگر افراد خدمت امام صادق علیه السلام بردم ، در زمانى كه صاحب پرچمهاى سیاه (ابومسلم خراسانى ) قیام كرده و هنوز آثار حكومت بنى عباس ظاهر نشده بود. در آن نامه ها نوشته بود كه ما پیش بینى مى كنیم كه امر خلافت به شما واگذار گردد، شما چه نظر دارید، حضرت با عصبانیت نامه ها را به زمین زد و فرمود: من امام اینان نیستم . آیا نمى دانند كه سفیانى باید كشته شود.
از این روایت نیز استفاده مى شود كه سدیر و دیگر دوستان او، به خاطر آگاه نبودن از اهاف و مقاصد ابومسلم ، پنداشته بودند كه وى براى بازگرداندن خلافت به امام علیه السلام قیام كرده است ، غافل از این كه ابومسلم ، گر چه به ظاهر مردم را به اطاعت فردى از بنى هاشم فرا مى خواند. ولى از سوى ابراهیم عباسى به سامان دادن خراسان گماشته شده بود و پس از كشته شدن ابراهیم ، مردم را به خلافت برادرش ، عبدالله سفاح ، دعوت مى كرد.
در هر صورت ، با توجه به مطالب بالا و دیگر مطالبى كه درباره سدیر و خصوصیات او آمده است ، ما نمى توانیم از روایتى كه او را ملزم مى كند در خانه بنشیند الغاى خصوصیت كنیم و بگوییم : وظائف همه ، حتى در عصر غیبت سكوت و خانه نشینى است .
افزون بر این ، آیا با این روایت مى توان از همه آیات و روایات و همچنین حكم عقل كه بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا و مبارزه با حاكمان ستم ، دلالت دارند، دست برداشت .
روایت حنظله نیز همانند روایت سدیر، درباره قضیه خاصى است . گواه بر این ، این كه امام علیه السلام ، عمر بن حنظله و افراد دیگرى همانند وى را، از خروج با یكى از سادات اهل بیت نهى كرده است . یعنى فرد مشخصى مطرح بوده و امام از همراهى با او نهى كرده است . ذیل روایت دلالت دارد كه آن شخص ، ادعاى مهدویت داشته و امام علیه السلام با ذكر نشانه هاى ظهور، ادعاى آن شخص را رد كرده و یادآور شده كه هر كس از اهل بیت ، پیش از این نشانه ها قیام كند، آن قائم موعود، نیست .
این حدیث و مانند آن ، در واقع مى خواهند جلو سوء استفاده برخى از سادات علوى را كه به عنوان مهدى موعود قیام مى كردند و به افرادى مانند: سدیر و عمر بن حنظه و جابر و... بفهمانند كه فریب اینان را نخورند.
با توجه به آنچه آوردیم ، پاسخ روایت جابر و همچنین روایات دیگرى كه در ((مستدرك الوسائل ))آمده از قبیل : روایت چهارم ، پنجم هفتم و هشتم باب دوازدهم ، روشن شد.
4- از روایاتى كه بر مشروع نبودن ایجاد حكومت اسلامى در دوره غیبت ، بدان استناد شده ، روایاتى است كهب صبر دعوت كرده اند و از شتاب ، نهى . در برخى از این روایات آمده است كه انسان مسلمان ، پیش از فرا رسیدن موعد فرج و زوال ملك ظالم ، نباید خود را به زحمت بیندازد و به دنبال برقرارى حكومت عدل باشد.
انسان مسلمان ، در دوره غیبت . اگر نیت جهاد داشته باشد، ثواب جهاد به او داده خواهد شد:
على علیه السلام مى فرماید:
(( الزموا الارض واصبروا على البلاء و لا تحركوا بایدیكم و سیوفكم فى هوى السنتكم و لا تستعجلوا بمالم یعجله الله لكم فانه من مات على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا و وقع اجره على الله واستوجب ثواب ما نى من صالح عمله و قامت النیة مقام اصلاته لسیفه فان لكل شى مدة و اجلا))
به زمین بچسبید و بر بلاها صبر كنید دستها و شمشیرهایتان رادر جهت خواتهاى زبانتان به حركت در نیاورید و نسبت به آنچه خداوند براى شما در آن عجله قرار نداده ، عجله نكنید. اگر كسى از شما در رختخواب بمیرد، اما نسبت به خدا و رسول و اهل بیت رسول شناخت و معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر او با خداست و آنچه را از اعمال نیك نیت داشته ، پاداشش را خواهد برد و همان نیت خیر او در ردیف به كار گرفتن شمشیر است . بدانید كه براى هر چیز مدت و سرآمدى است .
یا پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام سفارش مى فرماید:
(( ان ازالة الجبال الرواسى اهون من ازالة ملك لم تنقض ایامه .
كندن كوههاى محكم و برافراشته شده آسان تر از نفى حكومتى است كه هنوز روزگار آن پایان نیافته است .
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
(( الغبرة على من آثارها، هلك المحاصیر، قلت : جعلت فداك و ما المحاصیر؟ قال : المستعجلون ، اما انهم لمن یریدوا الا من یعرض لهم ... یا ابا المرهف ، قلت : لبیك قال ، اترى قوما حبسوا انفسهم على الله عز ذكره لا یجعل لهم فرجا؟ بلى والله لیجعلن الله لهم فرجا.
گرد و غبار به ضرر كسى است كه آن را بر انگیخته است . اسبهاى چموش ‍ مغرور، هلاك مى شوند.
عرض كردم : فداى شوم ، اسبهاى چموش چه كسانى هستند؟
فرمود: كسانى كه شتاب مى كنند. آنان كسانى را دستگیر مى كنند كه در معرض دید آنها باشند و یا با آنان برخوردى داشته باشند...
سپس فرمود: اى ابوالمرهف !
گفتم : بله .
فرمود: ایا دیده اى جمعیتى كه جان خود را وقف راه خدا كرده باشند. خداوند براى آنان فرجى قرار نداده باشد بلى ، به خدا سوگند خداوند براى آنان فرجى قرار داده است .
پاسخ : بدون تردید سخنان على علیه السلام ، در ارتباط با مورد خاص و شرایط ویژه است .
در گذشته یادآور شدیم كه جهاد، همانند دیگر امور، متوقف بر تهیه مقدمات و امكانات است و شتابزدگى در آن ، پیامدهاى ناگوارى را در پى دارد. امام على علیه السلام در بیان فوق ، به همین معنى اشاره مى كند.
ابن ابى الحدید، در تفسیر سخن فوق مى نویسد: ((امام على علیه السلام ، با كلام فوق بر آن نیست كه كوفیان را از جنگ با اهل شام باز دارد، زیرا امام ، همواره ، آنان را از سستى و كوتاه آمدن در جنگ با شامیان سرزنش كرده است ، بلكه شمارى از یاران امام علیه السلام بر آن بودند كه فساد و نفاق گروهى از كوفیان را افشاء كنند. على علیه السلام براى جلوگیرى از تفرقه و ایجاد اختلاف داخلى در ارتش خود، آنان را از این كار، در آن شرایط بازداشت و فرمود: بنشینید و بر بلاها صبر كنید.
چگونه ممكن است شخصیتى كه آن همه خطبه در تشویق به جهاد و مبارزه با ستمگران دارد، مردم را به سكوت و گوشه نشینى در مقابل ظلم و فساد دعوت كند.
او كه مى فرماید:
((زشت باد رویتان ، كه هدف تیرهاى دشمن قرار گرفته اید. به شما هجوم مى آورند به آنها هجوم نمى برید. با شما مى جنگند، با آنان نمى جنگید. معصیت خدا مى شود و شما بدان رضایت مى دهید
در حدیث دوم نیز، هدف رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله این نیست كه رو در رویى با پادشاهان به نتیجه نخواهد رسید؛ چرا كه مسلمانان صدر اسلام ، بسیارى از قدرتهاى حاكم محلى و جهان را ساقط كرده اند و ما دیده ایم بسیارى از انقلابها از جمله انقلاب اسلامى ایران در برابر نظامهاى طاغوتى ، به موفقیت رسیده است .
از سوى دیگر، این روایت در صدد تحریم مبارزه علیه ستمگران نیست و گرنه قیام على علیه السلام و امام حسن علیه السلام در مقابل معاویه و قیام امام حسین علیه السلام در مقابل یزیدبن معاویه كه صحیح نبود.
بنابراین ، پیامبر صلى الله علیه و آله ، در این سخن ، سنگینى كار و لزوم امكانات مورد نیاز، براى درگیرى با حكومتهاى خودكامه را یادآورى كرده است . همان گونه كه از جاى كندن كوهها به آسانى ممكن نیست و نیاز به امكانات و صرف وقت كافى دارد، مبارزه با ستمگران ؛ بویژه آنان كه پایه هاى حكومت خود را محكم كرده اند نیز، آن چنان است . بر فرض ‍ اگر امید چندانى هم به پیروزى نبود، باز وظیفه مردم در مبارزه با ستم و فساد به حال خود باقى است .
از روایت سوم استفاده مى شود كه برخى از افراد علیه حكومت بنى امیه قیام كرده بودند و حكومت نیز در پى آنان بود.
ابى المرهف نیز، ترس آن داشت كه بنى امیه او را دستگیر كنند. امام در این گفتار، خواسته اند كه ترس وى را از بین ببرند. آن گاه امام از هلاكت فرد شتابزده ، یعنى كسى كه احساسات زودگذر او را به قیام و اقدام واداشته است ، خبر مى دهد.
در هر صورت ، این روایت در مقام منع از دفاع در مقابل هجوم دشمنان و یا منع از ایجاد حكومت اسلامى در صورت توان و وجود شرایط آن نیست .
اگر در این روایات آمده كه شتاب نكنید، به معناى صبر بر ظلم و سكوت در برابر از بین بردن دین و آثار دین و پذیرش سلطه جباران و تسلط آنان بر دین و نوامیس مردم نیست ، بلكه این احادیث به معنى شتاب نكردن در رسیدن به دولت حقه جهانى است . شیعیان براساس روایاتى كه از پیامبر صلى الله علیه و آله رسیده بود، منتظر فردى از اهل بیت براى نجات و تشكیل دولت حق بودند و به شكلهاى گوناگون این انتظار را اظهار مى كردند و گاهى هم از روى اعتراض به ائمه علیه السلام گفتند: چرا قیام نمى كنید و ستمگران را به جاى خود نمى نشانید. آنان از ائمه علیه السلام انتظار داشتند كه به عنوان موعود، قیام كنند. ائمه علیه السلام نیز، با توجه به چنین ذهنیاتى مى فرمودند:
((این توقع شما، پیش از موقع است . آن قیام را نشانه هایى است كه پیش ‍ از پدید آمدن ان ها قیام به عنوان مهدى موعود علیه السلام ، درست نیست .))
ائمه علیه السلام در این روایات ، تن دادن به ستم را سفارش نمى كنند، بلكه آنان ، با طرح این روایات ، شیعیان را از شتاب و این كه هر قیامى را قیام موعود تلقى كنند، بر حذر داشته اند. از این روى ، این روایات ، به هیچ روى رد صدد منع از قیامهایى كه از سوى مصلحان ، براى مبارزه با ستم و تشكیل حكومت اسلامى به منظور آماده سازى براى قیام حضرت مهدى علیه السلام صورت مى گیرد، نیست .
5- برخى از روایات ، به طور عموم و بعضى دیگر در دوره غیبت ، شیعیان را به تقیه دعوت مى كنند.
امام رضا علیه السلام مى فرماید:
(( لا دین لمن لا ورع له و لا ایمان لمن لا تقیه له و ان اكرمكم عندالله اعلمكم بالتقیة ، قیل یابن رسول الله ، الى متى ، قال : الى قیام القائم فمن ترك التقیة قبل خروج قائمنا فلیس منا(49) .))
كسى كه از گناهان پرهیز ندارد، دین ندارد. همچنین كسى كه از تقیه استفاده نمى كند ،ایمان ندارد. گرامى ترین شما در نزد خداوند، داناترین شما به تقیه است .
گفته شد: اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله ! تقیه تا چه زمانى لازم است ؟ فرمود: تا قیام قائم . هر آن كه پیش از خروج قائم ما، تقیه را ترك كند، از ما نیست .
روایت دیگرى نیز مفضل از امام صادق علیه السلام نقل كرده است و در آن روایت نیز امام علیه السلام تقیه را بستگى به قیام قائم علیه السلام مى داند
با استناد به این روایات ، گفته شده است كه دخالت در سیاست و مخالفت با حكومتهاى ستم پیشه خلاف تقیه است ؛ بنابراین ، جایز نیست
در این كه در مبارزه با دشمن لازم است از تقیه و اصول مخفى كارى استفاده كرد، تردیدى نیست و امام به نام تقیه ، مسؤ ولیتهاى اجتماعى را كنار گذاشتن و تا ظهور امام زمان علیه السلام در سنگر تقیه ماندن ، چیزى نیست كه اسلام آن را تاءیید كند.
اسلام ، اجازه داده در جایى كه جان و یا مال و یا ناموس انسان در خطر است و اظهار حق ، هیچ گونه نتیجه اى ندارد از آن ، تا آماده شدن شرایط خوددارى كند و وظیفه خود را پنهانى انجام دهد.
بنابراین تقیه گاه لازم است ؛ زیرا باعث حفظ جان و یا حفظ دین است و اما گاهى تقیه و سكوت ، باعث نابودى دین و انحراف جامعه اسلامى است . این جا، جاى سكوت نیست ، جاى امر به معروف و نهى از منكر و ایثار و فداكارى و شهادت در راه دین است . در این جا، دیگر تقیه حرام است . از این روى ، امام خمینى ، در سالها 42 و 43 فریاد زد:
((والله گنه كار است كسى كه سكوت كند.))
بنابراین روایات تقیه در صدد بازداشتن از جهاد، یا امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ستم نیستند، بلكه به انسان مسلمان گوشزد مى فرمایند: در حالى كه به وظایف خود عمل مى كند، در صوت امكان ،جان و مال خود و دیگر مسلمانان را حفظ كند. در روایات آمده :
(((( التقیة جنة المؤ من )) و ((التقیة ترس المؤ من ))
تقیه زره و سپر مؤ من است .
روشن است كه از زره و سپر در میدان جنگ استفاده مى شود، نه در خانه هاى در بسته چنانكه برخى از به اصطلاح منتظران مهدى علیه السلام بر این باور بودند و تا آن جا به ((تقیه )) اى كه خود تفسیر مى كردند، پایبندى نشان مى دادند كه موافقت زبانى با حكومتهاى ستم را جایز مى دانستند
امام صادق علیه السلام ، خطاب به ابو حمزه ثمالى ، در رابطه با معناى تحریف شده ((تقیه ))، كه چیزى جز فرار از مسؤ ولیت و رفاه طلبى نیست ، مى فرماید:
(( ... وایم الله لودعیتم لتنصرونا لقلتم لا نفعل انما نتقى ، و لكانت التقیة احب الیكم من آبائكم و امهاتكم ، و لو قدقام القائم ما احتاج الى مسائلتكم عن ذلك و لا قام كثیر منكم من اهل النفاق حد الله .
به خدا سوگند، اگر ما شما را به یارى خد علیه حكومتهاى ستم فرا خوانیم ، رد مى كنید و به تقیه ، تمسك مى جویید. تقیه در نزد شما از پدران و مادرانتان دوست داشتنى تر است . اگر قائم ، قیام كند، نیاز به پرستش از شما ندارد و درباره بسیارى از شما كه نفاق پیشه كرده اید حد الهى را جارى خواهد كرد .
امام علیه السلام ، هشدار مى دهد كه این گونه از تقیه برداشت كردن نشانه نفاق است و هنگامیكه حضرت مهدى علیه السلام ظهور كند، با این كه این عده ادعاى شیعه بودن را دارند، به عنوان منافق با آنان برخورد خواهد كرد.
افزون بر آنچه در پاسخ روایات ، آوردیم ، روایاتى نیز از ائمه علیه السلام نقل شده كه در آن بسیارى از قیامهاى علویان و غیر آنان مورد تاءیید ائمه علیه السلام قرار گرفته است . همچنین قیامهایى داریم كه شیعیان و عالمان معروف در آن شركت داشته اند. این دسته از روایات ، روایات پیشین را توضیح مى دهند و تفسیر مى كنند، از جمله :
1- محمد بن ادریس ، در كتاب ((اسرائر)) نقل مى كند كه :
فردى در حضور امام صادق علیه السلام ، سخن از قیام به میان آورد و از خروج كسانى كه از اهل بیت قیام مى كنند سؤ ال كرد، حضرت فرمود:
(( لا زال انا و شیعتى بخیر ما خرج الخارجى من آل محمد صلى الله علیه و آله و لو ددت ان الخارجى من آل محمد صلى الله علیه و آله و على نفقة عیاله .
پیوسته من و شیعیانم بر خیر هستیم ، تا هنگامى كه قیام كننده اى از آل محمدمدینه فاضله قیام كند. چقدر دوست دارم كه شخصى از آل محمدقیام كند و من مخارج خانواده او را بپردازم .
2. روایاتى كه دینداران را ستوده اند و دیندارى را مانند كرده اند به آتش در كف گرفتن و...
و روایاتى كه درباره سنگینى مسؤ ولیت مسلمانان راستین و ارزش آنان در دوران غیبت وارد شده ... روایات پیشین را كه در نهى از قیام مسلحانه وارد شده بودند، رد مى كنند.
پیامبرمدینه فاضله مى فرماید:
((پس از شما افرادى خواهند آمد كه هر یك از آنان ، ارزش و اجر پنجاه تن از شما را دارد.
اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا (ص )! ما به همراه تو ر بدر، احد و حنین شركت كردیم درباره ما قرآن نازل شد (چگونه آنان از ما برترند) آن حضرت فرمود: آنان مشكلات و مسؤ ولیتهایى دارند كه شما، تاب و تحمل آنها را ندارید.
در روایتى دیگر، امام سجاد(ع ) پاداش هزار شهید، همانند شهداى بدر و احد را به شیعیان واقعى وعده داده است .
چه كسانى در دوره غیبت ، پاداش هزار شهید بدر و احد و حنین را دارند و به پنجاه مسلمان صدر اسلام مى ارزند؟ آیا كسانى كه سكوت و گوشه نشینى را برگزیده اند و حداكثر نمازى مى گزارند و روزه اى مى گیرند؟
بدون تردید، آن همه ستایش و ارزش از آن اینان نیست . كسانى مى توانند از نمونه هاى احادیث بالا باشند كه دست كم ، همانند مسلمانان صدر اسلام ، با ستم و فساد مبارزه كنند و به مسؤ ولیتهاى خود، جامعه عمل بپوشانند اگر غیر این باشد، آتش دست گرفتن و اجر هزار شهید بدر، احد و حنین را داشتن ، بى معنى خواهد بود.
3. خبر دادن پیامبر(ص ) از حركتهاى پیروز مسلمانان :
(( لا تزال طائفة من امتى یقاتلون على الحق ظاهرین الى یوم القیامه .))
همواره گروهى از امت من ، بر اساس حق قیام مى كنند و پیروز مى شوند. و این قیامها، تا روز قیامت ادامه خواهد داشت .
(( لن یبرح هذا الدین قائما یقاتل علیه عصابة من المسلمین حتى تقوم الساعة .
همواره این دین پا برجا خواهد بود و گروهى از مسلمانان براى پاسدارى از آن به جهاد و جنگ بر مى خیزند تا قیامت فرا رسد.
4. تاءیید قیام زید:
امام صادق (ع ) مى فرماید:
(( ان عمى كلان رجلا لدنیانا و آخرتنا مضى و الله عمى شهیدا كشهداء استشهدوا مع رسول الله (ص ) و على الحسن و الحسین .)
عموى من ، مردى مفید براى دنیا و آخرت ما بود. او، شهید از دنیا رفت . همانند شهیدانى كه در زمان پیامبر(ص ) و على و حسن و حسین (ع ) به شهادت رسیدند.
پیامبر اسلام (ص ) به امام حسین (ع ) فرمود:
((اى حسین ! از صلب تو، مردى به وجود خواهد آمد كه زید، نامیده مى شود. او و یارانش ، روز قیامت با گامهاى خود از گردنهاى مردم مى گذرند، در حالى كه برق نور پیشانى آنان ، چشمهاى مردم را مى رباید و بدون حساب وارد بهشت مى شوند.)
امام رضا (ع )، در پاسخ ماءمون ، كه زیدالنار، برادر امام رضا(ع ) را، با زید بن على مقایسه كرد، فرمود:
(( لا تقس اخى زیدا الى زید بن على فانه كان من علماء آل محمد(ص ) غضب لله عزوجل فجاهد اعدائه حتى قتل فى سبیله .)
برادرم زید را، با زید بن على مقایسه نكن . چون زید بن على از عالمان آل محمد(ص ) بود. براى خدا خشم كرد و در راه خدا جهاد كرد و كشته شد.
آن گاه امام رضا (ع )، از پدرش موسى بن جعفر(ع ) و او از پدرش امام صادق (ع ) نقل مى كند كه آن حضرت درباره زید بن على مى فرمودند:
(( رحم الله عمى زیدا انه دعا الى الرضا من آل محمد، ولو ظفر لو فى بما دعا الیه و قد استشار فى خروجه ، فقلت له : یا عم ان رضیت ان تكون المقتول المصلوب بالكناسه فشانك . فلما ولى قال جعفر بن محمد ویل لمن سمع واعتیه فم یجبه ...))
خدا عمویم زید را رحمت كناد. او، به رضاى از آل محمد(ص ) دعوت مى كرد. اگر پیروز مى شد، به وعده اش وفا مى كرد. او در قیام خود، با من مشورت كرد و من به او گفتم :
عمو! اگر آمادگى دارى كه كشته شوى و به دار در كناسه آویخته گردى ، اقدام كن . چون قیام كرد جعفر بن محمد فرمود: واى بر آن كس كه فریاد وى را بشنود و به وى پاسخ ندهد.
درباره زید بن على ، روایات بسیار است . از عالمیان شیعى : شیخ مفید، شیخ طوسى ، شهید اول ، شیخ بهایى ، بحرالعلوم ، اردبیلى ، شیخ حر عاملى ، علامه مجلسى و... او را ستوده اند  و روایاتى نیز در تاءیید او، از ائمه (ع ) نقل كرده اند.
در تنقیح المقال ، آمده است :
((تمام علماى اسلام بر بزرگوارى و مورد وثوق بودن و پارسایى و علم و فضیلت زید بن على ، اتفاق نظر دارند.
5. تاءیید قیام حسین بن على شهید فخ :
وى از شهداى بزرگى است كه در سرزمین فخ ، حدود یك فرسخى مكه ، با سپاه هادى عباسى جنگید و به شهادت رسید. دشمنان بدن او و یارانش را قطعه قطعه و سرهاى آنان را از بدن جدا و اجساد آنان را، رها كردند و رفتند.
در آخرین دیدار حسین بن على ، شهید فخ ، با امام موسى بن جعفر، امام به وى فرمود:
(( یابن عم انك مقتول فاجد الضراب فان القوم فساق یظهرون ایمانا و یسترون شركا و انا الله و انا الیه راجعون احتسبكم عندالله من عصبه
اى پسر عمو! تو كشته خواهى شد. پس نیكو جنگ كن ؛ زیرا این قوم فاسق هستند. اظهار ایمان مى كنند، ولى در دل مشركند. من مصیبت شما جماعت را، به حساب خدا مى گذارم ، و بر صبر در این مورد از خدا پاداش مى طلبم .
امام ، در این سخن ، دشمنان زید را فاسق و مشرك مى خواند و شهادت او را به حساب خدا مى گذارد و بدین وسیله ، قیام او و یارانش را تاءیید مى كند.
امام جواد علیه السلام مى فرماید:
(( لم یكن بعد الطف مصرع اعظم من فخ ..
پس از واقعه كربلا، قتلگاهى بزرگتر از فخ نیست .
پیامبر اسلام (ص )، در عبور از سرزمین فخ ، از شهادت شهداى فخ خبر داد و بر آنان گریست و ارزش یاران حسین بن على را براى اصحاب خودش بیان كرد
امام صادق علیه السلام نیز، در آن زمین نماز گزارده و در عظمت شهیدان فخ فرموده :
(( یقتل ههنا رجل من اهل بیتى فى عصابة تسبق ارواحهم اجسادهم الى الجنة .))
در این مكان مردى از خاندان من با گروهى از یارانش به شهادت مى رسند، كه روح آنان پیش از جسم آنان به بهشت داخل مى شود.
هنگامى كه سرهاى شهداى فخ را به مدینه آوردند تا علویان را بترسانند، در سكوت مجلس امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:
(( انا لله و انا الیه راجعون ، مضى والله مسلما، صالحا، صواما، قواما، آمرا بالمعروف ، ناهیا عن المنكر، ماكان فى اهلیته مثله .
حسین (شهید فخ ) در گذشت ، وى به خدا سوگند، او مسلمانى شایسته روزه دار، شب زنده دار، امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر بود و در میان خاندانش نظیر نداشت .
شیخ طوسى ، شیخ مفید، علامه حلى ، نجاشى ، علامه مجلسى ، محدث قمى ، علامه سید محسن امین ، و... او را ستودهاند و از شخصیت و قیام او، تجلیل و احترام كرده اند و ارزش ویژه اى براى او قائل شده اند.

نویسندگان

نظرسنجی ظهور نزدیک

    آیا به نظر شما ظهور نزدیک است؟





PageRank Get our toolbar!

فال انبیاء

فال انبیاء





در خبرنامه سایت عضو شوید. در قسمت اول (نام) و در قسمت دوم (ایمیل) خودتان را وارد نمائید با تشکر از شما منتظر عزیز.

گالری عکس

  > اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ >
  • آخرین پست ها

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۞ google translate * مترجم گوگل ۞


استخاره آنلاین با قرآن کریم


تعبیر خواب آنلاین


  اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ